Translation of "part" into Persian
بخش, پاره, جزء are the top translations of "part" into Persian.
(intransitive) to leave [..]
-
بخش
verb nounfraction of a whole {{jump|t|fraction of a whole|s [..]
I was too busy squishing all the desirable parts of her body.
سرگرم له کردن تمام بخش هاي خواستني بدنش بودم.
-
پاره
noun adjectivefraction of a whole {{jump|t|fraction of a whole|s [..]
And I am a part of your dream, a part of your destiny, as you call it.
و من پاره ای از رؤیای تو هستم، پارهای از همان چیزی که افسانه ی شخصیات مینامی.
-
جزء
nounfraction of a whole {{jump|t|fraction of a whole|s [..]
Unless you are willing to be part of it, I cannot say.
تا وقتي که نخواي جزئي ازش باشي ، نميتونم بهت بگم.
-
Less frequent translations
- قسمت
- قطعه
- رل
- نقطه
- عضو
- فرق
- اندام
- تفكيك كردن
- سهم
- منطقه
- جانب
- طرف
- وظیفه
- جز
- شخصی
- دانگ
- گُسَلیدن، پاره کردن، قطع کرن
- استعداد
- جنبه
- برخی
- نصیب
- فراق
- نسبی
- مردن
- بهر
- سو
- توانایی
- سرزمین
- پار
- جداکردن
- برخه
- شرمگاهان
- ورشیم
- چندى
- گیروانه
- جربزه
- پیمانه
- برابر
- (بدن) عضو
- (به قطعات مجزا) تقسیم کردن
- (جمع) اندام های تناسلی و مقعد
- (ریاضی) جز (اجزای) عدد
- (شانه کردن گیسو) خط مو
- (فرق) باز کردن 0
- (معمولا با: from) عزیمت کردن
- (معمولا جمع) ناحیه (نواحی)
- (نمایش و موسیقی و غیره) نقش
- بخش کردن
- تا اندازه ای 2
- جای تقسیم
- جدا کردن یا شدن
- در صد
- رهسپار شدن
- سوا کردن 1
- شخصیت ها
- منشعب کردن یا شدن
- نفاق انداختن
- وابسته به یک بخش
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "part" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Part" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Part in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "part"
Phrases similar to "part" with translations into Persian
-
بخش دوم، نیمه دوم، بخش پایانی
-
برنامه هر قطعه
-
بخش وب
-
قطعات موتوری · كاربراتورها · ميللنگها
-
بخش در واحد سنجش
-
پرداخت مرحلهای