You may be interested in checking these words as well:

pass

Translation of "passed" into Persian

passed adjective verb grammar

Simple past tense and past participle of pass. [..]

Automatic translations of "passed" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ Add

"passed" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for passed in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "passed" with translations into Persian

  • encopresis = گاهی اوقات بی اختیاری مدفوع یا کثیف شدن مدفوع نامیده می شود ، عبارت است از عبور مکرر مدفوع (معمولاً غیر ارادی) به لباس
  • حرکت برگشت – حرکت بازگشت
  • گدار سنت برنارد کوچک (میان فرانسه و ایتالیا)
  • گدار چیلکوت (در کوه های راکی مجاور مرز آلاسکا و کانادا)
  • تنگه خیبر · گردنه ی خیبر (میان افغانستان و پاکستان)
  • (با make) لاس زدن · (با make) پرواز · (با تقلب و غیره) رد کردن · (با حرکت یا با چشم و غیره) علامت دادن 1 · (بازی با توپ) پاس 9 · (به فکر و غیره) خطور کردن (رجوع شود به passing) · (دادگاه و قاضی و غیره) حکم دادن · (در امتحان و غیره) قبول شدن یا کردن 2 · (زمان) سپری شدن · (ملک و غیره) رسیدن · (ورق بازی را) دستکاری کردن · (پوکر و غیره) پاس کردن · اتفاق افتادن 7 · اجازه ی عبور · اظهار کردن 4 · بلیت 6 · بلیط · به حرکت در آوردن (برچیزی) · به سرانجام رسیدن · بیرون دادن (از سوراخ بدن) 2 · تبدیل شدن · تردستی کردن · تصویب کردن یا شدن 1 · تمام شدن · جا زدن · جعل کردن · جلو زدن · جواز ورود (یا خروج) · داوری کردن · در نوردیدن · دربند · راه · رد شدن · رد کردن · رسیدن · رفتن · رفع شدن · روی دادن · سبقت گرفتن · سفردریایی · شرایط 7 · عبور · عبور 6 · عبور دادن 4 · عبور کردن · قالب کردن یا شدن 3 · قبولی 8 · مالیدن 3 · مجهول · مجوز 5 · مخمصه · مرخصی نامه · مردن · مسافر · منتقل شدن · نظر دادن 0 · وضع · پاس دادن · پایان یافتن · پذیرا · پروانه · پشت سر گذاشتن · پی سپردن · چشم بندی کردن 5 · گدوک · گذر · گذر (با هواپیما و غیره) 0 · گذرنامه · گذرگاه باریک (میان دو کوه) · گردنه · گرفتاری · گریوه
  • فیلتر پایینگذر
Add

Translations of "passed" into Persian in sentences, translation memory