Translation of "paving" into Persian

آسفالت, روکش جاده (و خیابان), سنگفرش are the top translations of "paving" into Persian.

paving adjective noun verb grammar

Interior pavement, as in a cathedral. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • آسفالت

    Larry was sitting on a paved scenic turnout just off the highway.

    لری روی زمین آسفالت پارکینگ کنار جاده که منظره زیبایی داشت نشسته بود.

  • روکش جاده (و خیابان)

  • سنگفرش

    This last barricade, which was very narrow, was constructed only of casks and paving stones.

    این سنگر اخیر، که بسیار تنگ و فشرده بود، جز با چلیکها و سنگهای سنگفرش ساخته نشده بود.

  • Less frequent translations

    • هرچه که با آن جاده را فرش می کنند
    • کف خیابان
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "paving" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "paving" with translations into Persian

  • (جاده و خیابان و غیره را با سنگ یا آسفالت و غیره) فرش کردن · (جواهر سازی) آرایش نزدیک به هم نگین ها (به طوری که فلز پیدا نباشد) · (قدیمی) سنگفرش · (مجازی) هموار کردن · آسفالت · آسفالت کردن · رویه گذاری کردن · سنگفرش کردن · صاف کردن · فرش کردن · پوشاندن
  • سنفرش شده · صاف شده
  • کفپوش برجسته
  • (جاده و خیابان و غیره را با سنگ یا آسفالت و غیره) فرش کردن · (جواهر سازی) آرایش نزدیک به هم نگین ها (به طوری که فلز پیدا نباشد) · (قدیمی) سنگفرش · (مجازی) هموار کردن · آسفالت · آسفالت کردن · رویه گذاری کردن · سنگفرش کردن · صاف کردن · فرش کردن · پوشاندن
  • (جاده و خیابان و غیره را با سنگ یا آسفالت و غیره) فرش کردن · (جواهر سازی) آرایش نزدیک به هم نگین ها (به طوری که فلز پیدا نباشد) · (قدیمی) سنگفرش · (مجازی) هموار کردن · آسفالت · آسفالت کردن · رویه گذاری کردن · سنگفرش کردن · صاف کردن · فرش کردن · پوشاندن
  • (جاده و خیابان و غیره را با سنگ یا آسفالت و غیره) فرش کردن · (جواهر سازی) آرایش نزدیک به هم نگین ها (به طوری که فلز پیدا نباشد) · (قدیمی) سنگفرش · (مجازی) هموار کردن · آسفالت · آسفالت کردن · رویه گذاری کردن · سنگفرش کردن · صاف کردن · فرش کردن · پوشاندن
Add

Translations of "paving" into Persian in sentences, translation memory