Translation of "peaches" into Persian

هلوها is the translation of "peaches" into Persian.

peaches verb noun

Plural form of peach. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • هلوها

    Well, this here fella's got a contract to pick them peaches or'chop that cotton.

    این مرتیکه میفهمن مطابق قرارداد میتونه هلوها یا پنبهها رو به چینه و جمع کنه

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "peaches" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Peaches noun

plural of [i]Peach[/i]

+ Add

"Peaches" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Peaches in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "peaches" with translations into Persian

  • جیمز و هلوی غول پیکر
  • هلو
  • پشملبا
  • باکتریس گاسیپس · گوييليلما اسپسيوزا · گوييليلما يوتيليس · گوييليلما گاسيپس
  • طوطی برزیلی
  • (از ریشه ی فارسی) · (حقوق) اقامه ی دعوی کردن (بر علیه کسی) · (خودمانی -انسان یا چیز) خوب · (خودمانی) بر علیه کسی گواهی دادن · (گیاه شناسی) درخت هلو (Prunus persica از خانواده ی rose) · جمال · حسن · خبرچینی کردن · دوست داشتنی · رنگ هلو · شفتالو · صورتی · فاش کردن · فضولی کردن · ناز · نام کسی را در دادخواست ذکر کردن · هلو · گستاخی کردن
  • (از ریشه ی فارسی) · (حقوق) اقامه ی دعوی کردن (بر علیه کسی) · (خودمانی -انسان یا چیز) خوب · (خودمانی) بر علیه کسی گواهی دادن · (گیاه شناسی) درخت هلو (Prunus persica از خانواده ی rose) · جمال · حسن · خبرچینی کردن · دوست داشتنی · رنگ هلو · شفتالو · صورتی · فاش کردن · فضولی کردن · ناز · نام کسی را در دادخواست ذکر کردن · هلو · گستاخی کردن
  • (از ریشه ی فارسی) · (حقوق) اقامه ی دعوی کردن (بر علیه کسی) · (خودمانی -انسان یا چیز) خوب · (خودمانی) بر علیه کسی گواهی دادن · (گیاه شناسی) درخت هلو (Prunus persica از خانواده ی rose) · جمال · حسن · خبرچینی کردن · دوست داشتنی · رنگ هلو · شفتالو · صورتی · فاش کردن · فضولی کردن · ناز · نام کسی را در دادخواست ذکر کردن · هلو · گستاخی کردن
Add

Translations of "peaches" into Persian in sentences, translation memory