Translation of "peaked" into Persian
بی حال و رنگ پریده, بیمار گونه, بیمارنما are the top translations of "peaked" into Persian.
peaked
adjective
verb
grammar
Having a peak or peaks. [..]
-
بی حال و رنگ پریده
-
بیمار گونه
-
بیمارنما
-
Less frequent translations
- تیزه دار
- رنجور
- قله دار
- نحیف
- نوک تیز (مثل برخی کلاه ها)
- چکاد دار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "peaked" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "peaked" with translations into Persian
-
قله گوادالوپ
-
قله نمودار
-
ساعات پیک (اوج)
-
(آواشناسی) اوج هجا · (نیزه یا پارو و غیره) به طرف بالا نگه داشتن · (کلاه یا بام و غیره) نوک · از میان رفتن · اوج · بحران · بخش باریک و نوک تیر کشتی (در عقب و به ویژه در جلو) · بلندترین نقطه یا مرحله · به به · به تدریج کم شدن · به حد اعلی رسیدن · بیشینه · بیشینه شدن · بیمار گونه شدن · تارک · تحلیل رفتن · تیزه · تیزه ی سینه · حد اعلا · راس · راست نگه داشتن · رنجور شدن · ستیغ · سر · شخ · شکوفه · عجب · قله · قله ی هجا · مرتفعترین نقطه · منتها · میوه · نحیف شدن · نقطه اوج · نوک · نیم روز · هر چیز قله مانند · وابسته به اوج یا حد اعلی · پژمردن · چکاد · گل · گوشه ی فوقانی بادبان
-
قله اسماعیل سامانی
-
فصل پرکار
-
نفت در نقطه اوج
-
توئین پیکس
Add example
Add