Translation of "pebbly" into Persian
روزبر, ریگدار, (چرم و غیره) زبر رویه are the top translations of "pebbly" into Persian.
pebbly
adjective
grammar
Of or containing pebbles. [..]
-
روزبر
-
ریگدار
-
(چرم و غیره) زبر رویه
-
Less frequent translations
- دارای ریگ فراوان
- پر ریگ
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "pebbly" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "pebbly" with translations into Persian
-
(با منگنه یا پرس چرم و کاغذ و غیره را) زبر رویه کردن · (کاغذ یا چرم و غیره) رویه ی زبر و دانه دانه · با ریگ (یا چیزهای مشابه آن) پوشاندن · دارای نقش ریگی کردن · رجوع شود به rock crystal · ریگ · ریگ پراندن به · ریگ پوش کردن · سنگ قیمتی (که در میان ریگ های رودخانه و غیره یافت شود) · سنگریزه · سنگریزه ی ساییده · عدسی (عینک و غیره) · نوعی عقیق · پراندن · کوارتز فرانما · گوهر
-
(به ویژه انگلیس - روکار ساختمان) ریگدار · سنگریزه دار
-
(با منگنه یا پرس چرم و کاغذ و غیره را) زبر رویه کردن · (کاغذ یا چرم و غیره) رویه ی زبر و دانه دانه · با ریگ (یا چیزهای مشابه آن) پوشاندن · دارای نقش ریگی کردن · رجوع شود به rock crystal · ریگ · ریگ پراندن به · ریگ پوش کردن · سنگ قیمتی (که در میان ریگ های رودخانه و غیره یافت شود) · سنگریزه · سنگریزه ی ساییده · عدسی (عینک و غیره) · نوعی عقیق · پراندن · کوارتز فرانما · گوهر
-
(با منگنه یا پرس چرم و کاغذ و غیره را) زبر رویه کردن · (کاغذ یا چرم و غیره) رویه ی زبر و دانه دانه · با ریگ (یا چیزهای مشابه آن) پوشاندن · دارای نقش ریگی کردن · رجوع شود به rock crystal · ریگ · ریگ پراندن به · ریگ پوش کردن · سنگ قیمتی (که در میان ریگ های رودخانه و غیره یافت شود) · سنگریزه · سنگریزه ی ساییده · عدسی (عینک و غیره) · نوعی عقیق · پراندن · کوارتز فرانما · گوهر
-
(با منگنه یا پرس چرم و کاغذ و غیره را) زبر رویه کردن · (کاغذ یا چرم و غیره) رویه ی زبر و دانه دانه · با ریگ (یا چیزهای مشابه آن) پوشاندن · دارای نقش ریگی کردن · رجوع شود به rock crystal · ریگ · ریگ پراندن به · ریگ پوش کردن · سنگ قیمتی (که در میان ریگ های رودخانه و غیره یافت شود) · سنگریزه · سنگریزه ی ساییده · عدسی (عینک و غیره) · نوعی عقیق · پراندن · کوارتز فرانما · گوهر
-
(با منگنه یا پرس چرم و کاغذ و غیره را) زبر رویه کردن · (کاغذ یا چرم و غیره) رویه ی زبر و دانه دانه · با ریگ (یا چیزهای مشابه آن) پوشاندن · دارای نقش ریگی کردن · رجوع شود به rock crystal · ریگ · ریگ پراندن به · ریگ پوش کردن · سنگ قیمتی (که در میان ریگ های رودخانه و غیره یافت شود) · سنگریزه · سنگریزه ی ساییده · عدسی (عینک و غیره) · نوعی عقیق · پراندن · کوارتز فرانما · گوهر
Add example
Add