Translation of "peck" into Persian
يك چهارم بوشل, برداشتن, بوس are the top translations of "peck" into Persian.
peck
verb
noun
grammar
One quarter of a bushel; a dry measure of eight quarts. [..]
-
يك چهارم بوشل
-
برداشتن
Verb verbSo they're very, very good at pecking for grain,
در نتیجه اونا در برداشتن دانه غلات خیلی خیلی ماهرند
-
بوس
verb nounYou're talking like peck on the cheek or a full-on passionate making out?
منظورت بوس کوچولو يا لب گرفتن خفن ؟
-
Less frequent translations
- توده
- ماچ
- دسته
- کوه
- دودکش
- کوهستانی
- کوهستان
- سیلاب
- فراوانی
- فراوان
- زیاد
- (با نوک زدن) ایجاد کردن
- (با نوک یا منقار) بر چیدن
- (عامیانه - به ویژه در مورد زحمت و دردسر و غیره) یک عالمه
- (عامیانه - مرتبا) نق زدن
- (عامیانه) بوسه ی تند و دوستانه
- (واحد اندازه گیری گندم و جو و غیره برابر با یک چهارم بوشل bushel یا 18/8 لیتر) پک
- (پی در پی) ضربه زدن
- توده کاه
- جای نوک
- حرف نیشدار زدن
- رجوع شود به pecking order
- زخم زبان زدن
- سرزنش کردن
- سیل کلمات
- ضربه (با نوک یا هر چیز تیز)
- ظرف یا ظرفیت یک پک
- فرو رفتگی (در اثر ضربه یا نوک زنی)
- نق زدن
- نوک زدن
- نوک زنی
- نوک نوک کردن
- یک دنیا
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "peck" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Peck
proper
A surname. [..]
+
Add translation
Add
"Peck" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Peck in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "peck"
Phrases similar to "peck" with translations into Persian
-
نق زدن
-
بالنوکزنی · رفتار منحرف · رفتار ناهنجار · رواننژنديها · شرارتها
-
با یک انگشت دنبال حروف گشتن و آن را تایپ کردن
-
گریگوری پک
-
ارشدیت (بر حسب حقوق یا رتبه و غیره) (peck order هم می گویند) · سلسله مراتب · سلسله ی مراتب میان پرندگان (مرغ ارشد به همه نوک می زند و مرغ دوم به همه نوک می زند به جز به مرغ ارشد و همینطور تا آخر)
Add example
Add