Translation of "peddling" into Persian
بیهوده, ناچیز, کم اهمیت are the top translations of "peddling" into Persian.
peddling
noun
verb
grammar
Present participle of peddle. [..]
-
بیهوده
adjective -
ناچیز
-
کم اهمیت
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "peddling" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "peddling" with translations into Persian
-
(با پرداختن به امور بی اهمیت) وقت تلف کردن (piddle هم می گویند) · (تداعی کمی منفی - عقیده یا معلومات را) پراکندن · دوره فروشی کردن · دوره گردی و دستفروشی کردن · طوافی کردن · فروختن · پخش کردن · پیله وری کردن
-
(با پرداختن به امور بی اهمیت) وقت تلف کردن (piddle هم می گویند) · (تداعی کمی منفی - عقیده یا معلومات را) پراکندن · دوره فروشی کردن · دوره گردی و دستفروشی کردن · طوافی کردن · فروختن · پخش کردن · پیله وری کردن
-
(با پرداختن به امور بی اهمیت) وقت تلف کردن (piddle هم می گویند) · (تداعی کمی منفی - عقیده یا معلومات را) پراکندن · دوره فروشی کردن · دوره گردی و دستفروشی کردن · طوافی کردن · فروختن · پخش کردن · پیله وری کردن
Add example
Add