Translation of "pegged" into Persian

ثابت, میخکوب شده are the top translations of "pegged" into Persian.

pegged verb

Simple past tense and past participle of peg. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ثابت

    adjective noun
  • میخکوب شده

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "pegged" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "pegged" with translations into Persian

  • وابسته به تنبان گلابی شکل · گلابی سان · گلابی شکل
  • (اسباب بازی کودکان) فرفره ی میخ دار · (جمع) شلوار گلابی شکل (که بالای آن پف کرده و گشاد و پایین آن تنگ و باریک است)
  • مردن
  • (آدم) دارای پای مصنوعی · پای ساختگی · پای چوبی
  • peg
    (انگلیس) گیره ی لباس (امریکا: clothespin) · (بشکه) سوراخ گیر · (به طور مداوم و سخت) کار کردن · (در مورد قیمت و غیره) حد نصاب · (سازهای زهی) پیچ کوک · (عامیانه) مردن · افراز کردن 1 · با میخ چوبی محکم کردن · با گیره (در جای خود) مستقر کردن · بهانه · تثبیت کردن · تقلا کردن · توپی 6 · ثابت نگهداشتن · جدیت کردن 4 · حد بندی کردن · حد معین · در جا نگهداشتن · درجه · دستاویز · رخت آویز (چوبی) · قلاب چوبی · محدود کردن · مرز بندی کردن (با کوبیدن دیرک های چوبی به زمین) · مشروب (به ویژه الکلی) 3 · مشروط کردن (به) 0 · مورد ادعا قرار دادن · میخ · میخ چوبی · میزان · میله ی چوبی · وابسته کردن · پای ساختگی 7 · پای چوبی · پرتاب · پرتاب کردن 2 · پیچ · چوب میخ · کور میخ · کوشیدن · گر میخ · گرمیخ زدن · گل میخ · گوشی 5 · گیره رخت · گیره زدن
  • (بازی کودکان) دشنه پرانی
  • peg
    (انگلیس) گیره ی لباس (امریکا: clothespin) · (بشکه) سوراخ گیر · (به طور مداوم و سخت) کار کردن · (در مورد قیمت و غیره) حد نصاب · (سازهای زهی) پیچ کوک · (عامیانه) مردن · افراز کردن 1 · با میخ چوبی محکم کردن · با گیره (در جای خود) مستقر کردن · بهانه · تثبیت کردن · تقلا کردن · توپی 6 · ثابت نگهداشتن · جدیت کردن 4 · حد بندی کردن · حد معین · در جا نگهداشتن · درجه · دستاویز · رخت آویز (چوبی) · قلاب چوبی · محدود کردن · مرز بندی کردن (با کوبیدن دیرک های چوبی به زمین) · مشروب (به ویژه الکلی) 3 · مشروط کردن (به) 0 · مورد ادعا قرار دادن · میخ · میخ چوبی · میزان · میله ی چوبی · وابسته کردن · پای ساختگی 7 · پای چوبی · پرتاب · پرتاب کردن 2 · پیچ · چوب میخ · کور میخ · کوشیدن · گر میخ · گرمیخ زدن · گل میخ · گوشی 5 · گیره رخت · گیره زدن
Add

Translations of "pegged" into Persian in sentences, translation memory