Translation of "perch," into Persian

آموت، آشیان، آشیانه is the translation of "perch," into Persian.

perch,
+ Add

English-Persian dictionary

  • آموت، آشیان، آشیانه

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "perch," into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "perch," with translations into Persian

  • ماهی لوتی آرایشگر
  • (جانورشناسی) پرچ نقره فام (Bairdiella chrysoura - بومی کرانه ی خاوری امریکای شمالی) · دوشیزه
  • (جانور شناسی) · رجوع شود به silver perch · سوفچه سفيد · سوفچه شنزي · ماهی باس دریایی · پرچ سفید (Morone americana از تیره ی Percichthyidae)
  • لوتی زرد
  • سرخماهی · سوفچه اقيانوسي
  • ماهی سوف
  • (جانور شناسی) قزل آلای امریکایی (انواع ماهی های استخوانی آبهای شیرین امریکای شمالی از تیره ی Percopsidae به ویژه omiscomaycusPercopsis)
  • (به ویژه پرنده) نشستن بر · (جانور شناسی) لوتی (ماهی خاردار تیره ی Percidae به ویژه Perca flavescens که بومی امریکای شمالی است) · (واحد اندازه گیری زمین برابر با 3/52) پرچ · (واحد سنجش درازا برابر با 920/5 متر) پرچ · (گاری وکالسکه و غیره) میله ای که دو محور چرخ های جلو و عقب را به هم وصل می کند · آتش زدن · آده · استراحتگاه · برق زدن · جای نشستن پرنده · راحت کردن · فرود آمدن · فرودآمدن · قرار گرفتن روی · قراردادن · لانه مرغ · ماهی خاردار · ماهی سوفچه · ماهی لوتی · نستم · نشاندن · نشستن · نشستنگاه پرنده · نشیمن · نشیمنگاه · نشیمنگاه پرنده · پتواز · پتواز کردن · پرواز
Add

Translations of "perch," into Persian in sentences, translation memory