Translation of "perturbable" into Persian

براشفتنی, اشوب پذیر, اضطراب پذیر are the top translations of "perturbable" into Persian.

perturbable adjective grammar

Liable to be perturbed or agitated.

+ Add

English-Persian dictionary

  • براشفتنی

  • اشوب پذیر

  • اضطراب پذیر

  • برهم زدنی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "perturbable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "perturbable" with translations into Persian

  • اشفتن · اشفته · اشفته کردن · مختل · مشوش · مضطرب · مضطرب کردن · پریشان کردن
  • غمزده · مسبب ناراحتی
  • نظریه اغتشاش
  • (نجوم - فیزیک - ستاره یا اتم و غیره را از مدار یا مسیر و حرکت معمولی خود منحرف کردن) پرگاره پریش کردن · آشفتن · برهم زدن · به هم زدن · دلواپس کردن · سختي · مغشوش کردن · نگران کردن · پریشان کردن · پریشاندن
  • (آواشناسی - تغییر تن تحت تاثیر صداهای مجاور) دگرگونی نواخت · (نجوم) پرگاره پریشی · اختلال · اضطراب · اغتشاش · در هم ریختگی · دست پاچگی · دلواپس · دلواپس سازی · دلپریشی · نابسامانی · نابسامانی مداری · نگران · نگران سازی · پریشانی · پریشندگی
  • (نجوم - فیزیک - ستاره یا اتم و غیره را از مدار یا مسیر و حرکت معمولی خود منحرف کردن) پرگاره پریش کردن · آشفتن · برهم زدن · به هم زدن · دلواپس کردن · سختي · مغشوش کردن · نگران کردن · پریشان کردن · پریشاندن
  • غمزده · مسبب ناراحتی
  • نظریه اغتشاش
Add

Translations of "perturbable" into Persian in sentences, translation memory