Translation of "pervertible" into Persian
ازراه دررو, کج راه کردنی, گمراه شدنی are the top translations of "pervertible" into Persian.
pervertible
adjective
grammar
Capable of being perverted.
-
ازراه دررو
-
کج راه کردنی
-
گمراه شدنی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "pervertible" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "pervertible" with translations into Persian
-
(آدم) دچار کژ راهی جنسی · از راه به در کردن · بلااثر کردن · بی حرمتی کردن · تباه شدن · تباه کردن · تحریف کردن · خوار کردن · دچار انحراف جنسی · دچار تباهی کردن · دژ کاربری کردن · سو استفاده کردن · فاسد شدن · منحرف کردن · ناپاک ساختن · واتگشت کردن · پست کردن · گمراه کردن
-
(به ویژه از نظر جنسی) کژراه · تباه · تحریف شده · در خطا · دچار ضلالت · دژ کاربرده · فاسد · منحرف · نابهنجار · نامعقول · واتگشت شده · گمراه
Add example
Add