Translation of "pigmentation" into Persian
رنگیزهدارشدن, رنگ, رنگدانهايشدن are the top translations of "pigmentation" into Persian.
pigmentation
noun
grammar
Coloration of human, plant or animal tissue, especially by pigment. [..]
-
رنگیزهدارشدن
-
رنگ
nounIt has passed the spectrograph test, the pigment test
همه آزمایشهای طف نگاری و رنگ شناسی بر روی آن انجام شده است.
-
رنگدانهايشدن
-
Less frequent translations
- رنگیزش
- رنگیزگی
- نشاندارشدگيها
- چرده
- (پوست و یاخته ی گیاهی و حیوانی) رنگ
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "pigmentation" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "pigmentation" with translations into Persian
-
(pigmentize هم می گویند) · (مواد رنگی موجود در بافت حیوانی یا گیاهی) رنگیزه · رنگ · رنگ دار شدن یا کردن · رنگ دانه · رنگ مایه · رنگ نقاشی · رنگ کردن · رنگدانه · رنگیزه · رنگیزه دار کردن · ماده رنگی · پیگمان · پیگمنت · چرده
-
(زیست شناسی) رنگیزه ی دمزنی
-
اختلالات رنگدانهایشدن · اختلالات رنگیزشی · اختلالات رنگیزهدارشدن · ملانوز · پورفيري
-
رنگ دار · رنگ ده · رنگ کن · رنگی
-
رنگدانهها
-
(pigmentize هم می گویند) · (مواد رنگی موجود در بافت حیوانی یا گیاهی) رنگیزه · رنگ · رنگ دار شدن یا کردن · رنگ دانه · رنگ مایه · رنگ نقاشی · رنگ کردن · رنگدانه · رنگیزه · رنگیزه دار کردن · ماده رنگی · پیگمان · پیگمنت · چرده
-
(pigmentize هم می گویند) · (مواد رنگی موجود در بافت حیوانی یا گیاهی) رنگیزه · رنگ · رنگ دار شدن یا کردن · رنگ دانه · رنگ مایه · رنگ نقاشی · رنگ کردن · رنگدانه · رنگیزه · رنگیزه دار کردن · ماده رنگی · پیگمان · پیگمنت · چرده
-
(pigmentize هم می گویند) · (مواد رنگی موجود در بافت حیوانی یا گیاهی) رنگیزه · رنگ · رنگ دار شدن یا کردن · رنگ دانه · رنگ مایه · رنگ نقاشی · رنگ کردن · رنگدانه · رنگیزه · رنگیزه دار کردن · ماده رنگی · پیگمان · پیگمنت · چرده
Add example
Add