Translation of "piked" into Persian

نوک تیز, نوک دار are the top translations of "piked" into Persian.

piked adjective verb grammar

Furnished with a pike; ending in a point; peaked; pointed [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • نوک تیز

  • نوک دار

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "piked" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "piked" with translations into Persian

  • (جانورشناسی) اردک ماهی (تیره ی Esocidae راسته ی Salmoniformes به ویژه Esox lucius که در آب های شیرین نواحی سردسیر وشمالی زیست می کنند) · (عامیانه) شاهراه · (محلی - انگلیس) قله ی نوک تیز · اردکماهی · تیزه ی کوه · جاده · جاده وسیع · درازنیزه · زوبین سر · سر نیزه · شاهراه · میخ طویله · نیزه · نیش پیکان · هر چیز نوک تیز (مثلا نوک نیزه) · کوه یا تپه ی نوک تیز · کوهسر · گل میخ
  • اردكماهي ساري · سوزنماهی · ماهي درازپوزه · ماهي ساري · ماهي پوزهسوزني · ماهيان نيمنوك · نيزهماهي
  • قله ی اسکافل (بلندترین کوه انگلستان - در کامبرلند - 879 متر)
  • (جانورشناسی ) چشم بزرگ (انواع ماهی های دارای چشم بزرگ و برجسته بومی امریکا)
  • ماهی سوف
  • سر نیزه
  • ماهی سوف
Add

Translations of "piked" into Persian in sentences, translation memory