Translation of "piloting" into Persian

خلبانی, راهنمایی کشتی, ناوبری are the top translations of "piloting" into Persian.

piloting noun verb grammar

Present participle of pilot. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خلبانی

    noun

    This is why women rarely choose to be motor mechanics, engineers or airline pilots.

    به همین دلیل زنان به ندرت مشاغلی مانند مکانیکی، مهندسی یـا خلبانی را انتخاب میکنند.

  • راهنمایی کشتی

    noun
  • ناوبری

  • هدایت کشتی (در نزدیکی ساحل و به کمک ژرفاسنجی و مشاهده)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "piloting" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "piloting" with translations into Persian

  • (بالون کوچکی که برای سنجش سرعت و جهت باد به هوا می فرستند) بالون هواشناسی
  • لوکوموتیو پیشگام (که برای ارزیابی وضع ریل ها جلو لکوموتیو اصلی قطار حرکت می کند)
  • نهنگ خلبان بالهکوتاه
  • رویکرد پیاده سازی محدود
  • خلبان یک
  • راهنما – نمونه
  • (در ابزار برقی و سویچ های بزرگ) لامپ خطر · لامپ راهنما (که هنگام کار دستگاه روشن است)
  • (جانورشناسی) ماهی پیشگام (Naucrates ductor که معمولا در جلو کوسه ماهی ها حرکت می کند - و نوعی ماهی بومی آب های شیرین و سردسیر امریکای شمالی به نام Prosopium cylindraceum)
Add

Translations of "piloting" into Persian in sentences, translation memory