Translation of "pipe" into Persian

لوله, نای, پیپ are the top translations of "pipe" into Persian.

pipe verb noun grammar

A rigid tube that transports water, steam, or other fluid, as used in plumbing and numerous other applications. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • لوله

    noun

    hollow tube [..]

    There should be a bundle of cable and pipes all heading in the same direction.

    بايد يه مجموعه کابل و لوله باشه که همش در يک جهت به هم وصل ميشن.

  • نای

    noun
  • پیپ

    ابزاری برای کشیدن دود توتون

    After which he smoked three pipes and went to bed.

    سپس سه پیپ پشت سرهم کشید و رفت خوابید.

  • Less frequent translations

    • چپق
    • نی
    • فلوت
    • صدا
    • جیغ
    • تنبوشه
    • سبیل،
    • مغزی
    • شیپور
    • جیک
    • قليان
    • ناوک
    • ناوه
    • نمیدن
    • میله
    • (از طریق فلوت زدن و غیره) برانگیختن
    • (با سوت زدن) احضار یا آگاه کردن
    • (با لوله) ترابری کردن
    • (توتون) به اندازه ی یک چپق یا پیپ 6
    • (خودمانی) آسان 8
    • (خودمانی) نظر انداختن
    • (خیاطی) پارچه را لوله کردن و تو گذاشتن (برای کوچک کردن جامه) 2
    • (سازهای بادی و ارگ و غیره) نی
    • (شراب و روغن زیتون و غیره) چلیک بزرگ
    • (فلز شناسی و ریخته گری) مک لوله ای
    • (معمولا جمع) آواز
    • (کالبد شناسی) لوله ی بدنی
    • (کان) چینه ی استوانه ای شکل 3
    • (کشتیرانی) سوت
    • استوانه سان
    • بشگه ی بزرگ (به گنجایش حدود 621 گالن)7
    • به سخن پرداختن
    • به هیجان آوردن 1
    • تشکیل مک نشستی
    • تن لوله (به ویژه در اندام های تنفسی)
    • جیغ زدن
    • رجوع شود به bagpipe
    • رجوع شود به blowpipe
    • ساز بادی زدن 9
    • سوت سرملوان (boat swain's pipe هم می گویند)
    • سوراخ دهانه ی آتشفشان 2
    • صدای زیر بلند (مانند صدای برخی پرندگان)
    • فلوت زدن
    • لوله بری کردن
    • لوله دار کردن 0
    • لوله کشی کردن
    • لوله ی صدا
    • متوجه شدن
    • مک 0
    • مک نشستی
    • نای مانند 4
    • نایژه 1
    • نی زدن
    • نی سان
    • نی لبک
    • هر چیز لوله سان
    • پیپ 5
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "pipe" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Pipe
+ Add

"Pipe" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Pipe in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "pipe"

Phrases similar to "pipe" with translations into Persian

  • (توتون) به اندازه ی یک چپق یا پیپ
  • (لوله ی ارگ) قمیش دار · دهانگیردار
  • به سخن پرداختن
  • پیپ
  • رگال · قفسه ای برای نگه داری پیپ
  • لوله کش · مکانیک لوله کشی
  • (در میان سرخپوستان) چپق صلح (چپقی که در جلسه ی صلح و آشتی می کشیدند و دست به دست می گشت)
  • آرام کردن · حرف نزدن · ساکت کردن
Add

Translations of "pipe" into Persian in sentences, translation memory