Translation of "pirmary" into Persian
آغازین, اساسی, اصلی are the top translations of "pirmary" into Persian.
pirmary
-
آغازین
-
اساسی
noun -
اصلی
adjective
-
Less frequent translations
- نخستینی
- ابتدایی
- بنیادی
- مقدماتی
- اولیه
- نخستین
- (امریکا) انتخابات مقدماتی 2
- (برق) سیم پیچ اولیه
- (زبان شناسی - واژه یا واج) ناگسست
- (زمین شناسی - صخره و سنگ) وابسته به کهن سنگ ها
- (ستاره های دوگانه) ستاره ی درخشانتر 4
- (شیمی) نوع اول
- (نجوم) موقعیت سیاره یا خورشید نسبت به اقمار آن
- (پرندگان - وابسته به پرهای بزرگ انتهای بال) شهپر
- دست اول
- رجوع شود به direct primary election3
- رنگ اصلی
- شهپری 0
- وابسته به رنگ های اصلی (سرخ و زرد و آبی و غیره)
- پیچک آغازین
- چیز مهم یا اساسی 1
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "pirmary" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Add example
Add