Translation of "pistoleer" into Persian
(مهجور) سرباز مجهز به تپانچه, تپانچه دار are the top translations of "pistoleer" into Persian.
pistoleer
noun
grammar
A person, especially a soldier, armed with a pistol [..]
-
(مهجور) سرباز مجهز به تپانچه
-
تپانچه دار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "pistoleer" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "pistoleer" with translations into Persian
-
(با دسته یاپهنه ی هفت تیر) کتک زدن · ضربه زدن (به ویژه به سروصورت)
-
تپانچه رگباردار
-
تپانچه ی بزرگ (که سابقا سواره ها حمل می کردند)
-
(اسباب بازی) هفت تیر آبی · آبدزدک · هفت تیر آب پران
-
خودکار
-
(سابقا - در برخی کشورهای اروپا به ویژه اسپانیا) سکه ی طلا · پیستول
-
پیستول نیمهخودکار
-
از پهلو · اسلحه دستی · اسلحه کمری · اسلحه گرم · با هفت تیر زدن (یا تیر اندازی کردن) · تپانچه · سلاح کمری · هفت تیر · پیشتاب · کمری
Add example
Add