Translation of "pit" into Persian
گودال, چاله, چاه are the top translations of "pit" into Persian.
A hole in the ground. [..]
-
گودال
nounhole in the ground
I saw the pit where the bodies got dumped.
منظورم اينه که من يه گودال ديدم که توش تمام جسدها رو ميريختن.
-
چاله
nounhole in the ground
A sellsword from the fighting pits, a disgraced knight.
يه شمشيرزن از چاله هاي مبارزه ، يه شواليه بي آبرو.
-
چاه
nounDon't dig a pit for somebody to fall into, or you will end up in it yourself.
چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی.
-
Less frequent translations
- دام
- گودی
- خندق
- تله
- حفره
- معدن
- گود
- هسته
- دوزخ
- چال
- چوله
- شکار
- صید
- گرسنگی
- استه
- تکژ
- کانراه
- کریشک
- گوچاه
- لان
- (انگلیس - عامیانه) بستر
- (انگلیس) سالن تئاتر (به ویژه بخش عقب آن که از صحنه دور است)
- (با: the) جهنم
- (بورس سهام و کالا) محل ویژه 4
- (تئاتر) جایگاه ارکستر (که در گودال جلو صحنه قرار دارد) 2
- (تعمیرگاه اتومبیل و غیره) چال (که اتومبیل روی آن قرار می گیرد) 5
- (در تالارها و نمایشگاه ها و غیره) بخش گود صحن
- (در سطح بدن) فرورفتگی
- (در گود زورخانه یا مسابقه و غیره) به جان هم انداختن
- (هسته ی میوه را) در آوردن
- (پوسته ی سختی که دانه ی میوه در آن قرار دارد مثلا در هلو و زردآلو و بادام) هسته
- (گیاه - شناسی - فرورفتگی ریز در دیواره ی یاخته) لانچه
- بخش نیمه همکف 3
- به رقابت واداشتن
- تخت خواب
- تماشاچیان عقب سالن 1
- جا 8
- جای آبله (pockmark هم می گویند)
- جای زخم 0
- جنگاندن 0
- حفره دار کردن یا شدن 9
- خطر نهان
- دارای چاله چوله کردن یا شدن
- دالان یا چاه معدن
- در چاه انداختن 7
- در گودال قرار دادن (یا انبار کردن)
- رجوع شود به pitfall
- سنگسار کردن
- سیاه چال
- صحنه ی گود
- مبارزه کردن
- معدن زغال سنگ
- مقابله کردن
- ناوردگاه (در گودی)
- پوسته هسته
- چاله دار کردن
- کان زغالسنگ
- کاواکچه 6
- گزند پنهان
- گود زورخانه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "pit" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Pit" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Pit in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Precision Immobilization Technique [..]
"PIT" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for PIT in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "pit"
Phrases similar to "pit" with translations into Persian
-
شکار · صید
-
خانچال
-
زیر بغل
-
اره ی دو سر (ویژه ی بریدن الوار از درازا) (pitsaw هم می نویسند)
-
گودالها · گودالهاي ذخيرهسازي
-
تلخک سیب · لکه تلخ
-
گودالها · گودالهاي ذخيرهسازي
-
جای شلوغ و نابسامان (به ویژه بیمارستان روانی) · چال مار · گودال مارها