Translation of "plucking" into Persian

پرکندن is the translation of "plucking" into Persian.

plucking noun verb grammar

Present participle of pluck. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پرکندن

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "plucking" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "plucking" with translations into Persian

  • سازهای زخمهای
  • (از مرغ و غیره) پر کندن · (با شدت) کشیدن · (با: down) خراب کردن · (خوراک) دل و جگر و شش · (ساز زهی) زدن · با موچین کندن · به صدا درآوردن · تلنگ زدن · جیب زدن · دزدیدن · دستبرد زدن · دل و جرئت · زخمه · زیر ابرو برداشتن · سر کیسه کردن · سکافه · شجاعت · شهامت · شهامت 0 · فرو ریز کردن · قاپیدن · مضراب · مو چینی کردن · وا زدن · پر کندن · چاپیدن · چیدن · کندن · گرفتن · گلچین کردن · گوش بریدن
  • (از مرغ و غیره) پر کندن · (با شدت) کشیدن · (با: down) خراب کردن · (خوراک) دل و جگر و شش · (ساز زهی) زدن · با موچین کندن · به صدا درآوردن · تلنگ زدن · جیب زدن · دزدیدن · دستبرد زدن · دل و جرئت · زخمه · زیر ابرو برداشتن · سر کیسه کردن · سکافه · شجاعت · شهامت · شهامت 0 · فرو ریز کردن · قاپیدن · مضراب · مو چینی کردن · وا زدن · پر کندن · چاپیدن · چیدن · کندن · گرفتن · گلچین کردن · گوش بریدن
  • (از مرغ و غیره) پر کندن · (با شدت) کشیدن · (با: down) خراب کردن · (خوراک) دل و جگر و شش · (ساز زهی) زدن · با موچین کندن · به صدا درآوردن · تلنگ زدن · جیب زدن · دزدیدن · دستبرد زدن · دل و جرئت · زخمه · زیر ابرو برداشتن · سر کیسه کردن · سکافه · شجاعت · شهامت · شهامت 0 · فرو ریز کردن · قاپیدن · مضراب · مو چینی کردن · وا زدن · پر کندن · چاپیدن · چیدن · کندن · گرفتن · گلچین کردن · گوش بریدن
  • (از مرغ و غیره) پر کندن · (با شدت) کشیدن · (با: down) خراب کردن · (خوراک) دل و جگر و شش · (ساز زهی) زدن · با موچین کندن · به صدا درآوردن · تلنگ زدن · جیب زدن · دزدیدن · دستبرد زدن · دل و جرئت · زخمه · زیر ابرو برداشتن · سر کیسه کردن · سکافه · شجاعت · شهامت · شهامت 0 · فرو ریز کردن · قاپیدن · مضراب · مو چینی کردن · وا زدن · پر کندن · چاپیدن · چیدن · کندن · گرفتن · گلچین کردن · گوش بریدن
Add

Translations of "plucking" into Persian in sentences, translation memory