Translation of "plumes" into Persian

شهپرها, نرمپر, پرها are the top translations of "plumes" into Persian.

plumes noun

Plural form of plume. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • شهپرها

  • نرمپر

  • پرها

    Carriages kept driving away and fresh ones arriving, with red liveried footmen and footmen in plumed hats.

    کالسکهها با خدمتکاران سرخ جامه و کلاههای پر دار به دنبال یکدیگر به هشتی میآمدند.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "plumes" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "plumes" with translations into Persian

  • پرپرواران
  • (فرانسه) نام مستعار (به ویژه در مورد نویسنده) · تخلص · نام نویسندگی
  • (به خود) بالیدن · (دود یا گرد و خاک یا ابر و غیره) ستون · (زیست شناسی) زایده ی پری · (پرنده) پر خود را تمیز و آراسته کردن 0 · ارزانه · بزرگ پر · تفاخر کردن · تل · توده ی پر · جایزه · دزدیدن · دستبرد زدن · دود کردن · رجوع شود به plumage · رجوع شود به plumule · زایده ی پر مانند · ستون وارمتصاعد شدن · سر قلم فلزی، سر قلم اختراعی جیمز پری اسکاتلندی که در فارسی قلم فرانسه گویند · شاه پر · شاهپر · شهپر · قلم · نازیدن 1 · پر · پر (خوش نما) · پر بزرگ · پر درآوردن · پر زینتی · پر سانه · پر وبال · پردار کردن · پروبال · کاکل · گوش بریدن
Add

Translations of "plumes" into Persian in sentences, translation memory