Translation of "polled" into Persian
(بز و گاو غیره) بی شاخ, (گوسفند و غیره) پشم چیده, بی پشم are the top translations of "polled" into Persian.
polled
adjective
verb
grammar
Simple past tense and past participle of poll. [..]
-
(بز و گاو غیره) بی شاخ
-
(گوسفند و غیره) پشم چیده
-
بی پشم
-
Less frequent translations
- شاخ بریده
- پشم تراشیده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "polled" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "polled" with translations into Persian
-
برخه پرسی (پرسش از برخی کسانی که از محل اخذ رای بیرون می آیند در مورد رای آنها برله یا علیه نامزد یا لایحه ی بخصوصی)
-
بررسی کردن
-
رای جویی
-
گاو سرخ فام (انواع گاوهای گوشتی و شیری که اصل آنها از انگلیس است)
-
(انتخابات) رای گیری · (بخش سر پهن چیزی مانند تیشه یا تبر یا چکش) پهن سر 0 · (رای) آوردن یا داشتن 5 · (قدیمی) جمجمه · (قدیمی) رجوع شود به crown · (مهجور) سرشماری کردن · (کاشانی) گرم (nape هم می گویند) · اخذ رای · بر شمردن 4 · بریدن · تعداد آرا · دوران انتخابات · رای جویی · رای دادن · رای شماری کردن 2 · رای گرفتن · رجوع شود به poll tax · زدن · زلف · زمان رای گیری · سر · سر (به ویژه تارک سر یا کاکل سر) · سرانه · سنجش افکار عمومی · شمارش آرا · قطع کردن · قفا · مجموع آرا · محل اخذ رای · محل صندوق آرا · مغز · نظر خواهی · نظر خواهی از هر یک از اعضای هیات داوران دادگاه 3 · نظر خواهی عمومی کردن · نظر سنجی · نظر سنجی کردن · نظر پرسی · نظر پرسی کردن 6 · هر نفر · پس گردن · کله · کوتاه کردن 1
-
رای جویی · نظرسنجی
-
رای گیری · سرشماری · شاخبری · نمونه برداری
-
مالیات سرانه
Add example
Add