Translation of "pondering" into Persian
تأملات طو نی, غرق در افکار, متفکر are the top translations of "pondering" into Persian.
pondering
noun
adjective
verb
grammar
Present participle of ponder. [..]
-
تأملات طو نی
-
غرق در افکار
adjectiveArriving in Bridgeburg in this mood, he ponderously invaded the office of Orville W. Mason
در این حال بود که به بریجبرگ رسید و غرق در فکر به دفتر آقای اورویل دبلیو. می سون رفت.
-
متفکر
adjectiveMde Blacas pondered deeply between the confident monarch and the truthful minister
بلاس از بیقیدی این دو شخص و بیپروایی آنها متفکر شد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "pondering" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "pondering" with translations into Persian
-
به فکر فرورفتن · تامل كردن · تعمق کردن · تفکر کردن · در شگفت ماندن · سبک و سنگین کردن · سنجیدن · سگالیدن · عبادت کردن · غور کردن · نشخوار کردن · ژرف اندیشی کردن · ژرف نگری کردن
-
بسنگینی · بطور کسل کننده
-
سنجش پذیری
-
(بسیار) سنگین · (سبک نگارش یا سخن و غیره) سنگین و خسته کننده · ثقیل · حجیم · ستبر · سترگ · سخت و کسل کننده · سنگین و ناجور · فربه · مغلق و ملالت بار · وزین · پروزن · کت و گنده · کند و سنگین · گران · گنده · یغر
-
بخش عمده · سنگینی
-
سنگ · سنگینی · وزن · وزنه
-
اندیش پذیر · تعمق پذیر · غور کردنی · قابل توزین · قابل ژرف اندیشی · وزن کردنی · ژرفش پذیر
-
نشخوار کننده
Add example
Add