Translation of "potentate" into Persian
پادشاه, سلطان, زعیم are the top translations of "potentate" into Persian.
potentate
adjective
noun
grammar
A powerful leader; a monarch; a ruler [..]
-
پادشاه
noun -
سلطان
noun -
زعیم
-
Less frequent translations
- قدرقدرت
- شخص توانا
- فرمانروای مقتدر
- فرمانروای نیرومند
- قادر مطلق
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "potentate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "potentate" with translations into Persian
-
با توانایی · بطور کلی یا موثر · مقتدرانه
-
(استدلال و غیره) قانع کننده · (دارو یا مشروب الکلی یا چای یا قهوه و غیره) قوی · (مرد) دارای توان جنسی · تهم · تهمتن · دارای قوه ی باه · دارای مردی · زورمند · قدرتمند · قدرقدرت · متین · مجاب کننده · محکم · مرد افکن · مقتدر · موثر · نیرومند · پراقتدار · پرتوان · پرقدرت · کاری
-
براثر افزودن · قوی کردن · پر اثر کردن
Add example
Add