Translation of "precipitate" into Persian
رسوب, بسیار عجول, خیلی سریع are the top translations of "precipitate" into Persian.
precipitate
adjective
verb
noun
grammar
(transitive) To make something happen suddenly and quickly; hasten. [..]
-
رسوب
nounacted as a sort of catalytic agent to precipitate out all their old reservations about one another.
و این به عنوان کاتالیزوری شیمیایی دردهای همهی تردیدهای آنها را نسبت به یکدیگر رسوب داده بود.
-
بسیار عجول
adjective noun -
خیلی سریع
adjective noun
-
Less frequent translations
- پرت کردن
- انداختن
- ناگهانی
- رسوباندن
- شتاباندن
- لجوجانه
- افتان
- باعجله
- عجولانه
- شتابزده
- نسنجیده
- سرزده
- سرازیر
- (باران و برف و ژاله و غیره) باریدن
- (بخاربه برف یا باران و غیره) تبدیل شدن
- (شیمی) ته نشست
- (شیمی) ته نشست کردن یا شدن
- (چیز ناخوشایند را) تسریع کردن
- جدا کردن
- جلو انداختن
- در حال سرنگونی
- رسوب کردن
- رسوب گرفتن
- سرنگون کردن
- شتاب آمیز
- غیر منتظره
- فرو افکندن
- ماده ی رسوبی
- هنگار کردن
- پرتگاه مانند
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "precipitate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "precipitate" with translations into Persian
-
بی ملاحظگی · دست پاچگی · شتاب زدگی
-
کمبود بارش
-
باران اسيدي · بارش اسيدي · تنکمه اسيدي · رسوب اسید · مه اسيدي · مهدود
-
آبهواشناسي · بارش · بارش مايع · روز بارش · رژیم بارش · شدت بارش · مقدار بارش
-
فیلتر الکترواستاتیک
-
آزمونهاي رسوب
-
آبهواشناسي · بارش · بارش مايع · روز بارش · رژیم بارش · شدت بارش · مقدار بارش
-
آزمونهاي انتشار ژل · آزمونهاي ايمونوديفيوژن · آزمونهاي رسوب ژل · آزمونهای انتشار ایمنی
Add example
Add