Translation of "present" into Persian
اکنون, حاضر, کنونی are the top translations of "present" into Persian.
Relating to now, for the time being; current. [..]
-
اکنون
adverbcurrent time [..]
Martini will be back presently. Perhaps we shall never see each other again.
مارتینی هم اکنون باز میگردد، شاید هرگز یکدیگر را نبینیم.
-
حاضر
in the immediate vicinity
Every member of the club was present.
کلیه اعضای کلوب حاضر بودند.
-
کنونی
adjectivepertaining to the current time
Between the ancient and the present sewer there is a revolution.
بین اگوی قدیم واگوی کنونی انقلابی صورت گرفته است.
-
Less frequent translations
- نمایاندن
- پیشکش
- ارائه دادن
- ارائه کردن
- تقدیم کردن
- زمان حال
- نشان دادن
- حال
- ارائه
- هدیه
- بودن
- جاری
- موهبت
- امروزه
- فعلا
- دادن
- حالا
- ارمغان
- مهیا
- راهواره
- رونما
- پیشیاره
- گلووند
- شناساندن
- (اسحله) نشانه گرفتن
- (جمع) سخنان کنونی
- (حقوق) مورد اتهام یا دادرسی قرار دادن
- (دستور زبان) زمان حال
- (قدیمی) در دسترس
- (قدیمی) فوری
- (مهجور) متوجه
- (مهجور) موقر
- (کشیش) برای شغل کلیسایی نامزد کردن
- آثار فعلی
- آماده 7
- اتهام وارد کردن
- اجرا کردن (برنامه و غیره)
- ارمغان دادن
- امانت گذاردن
- اهدا کردن
- ایجاد کردن
- ایدون 2
- این روزها
- بروز دادن
- به طرف کسی گرفتن
- بی معطلی 6
- حاضر بودن
- حضور داشتن
- دارای اعتماد به نفس 8
- داشتن 5
- ره آورد
- سوغات 4
- عرضه داشتن
- عرضه کردن
- فعلی 3
- قراول رفتن
- معرفی کردن
- مواظب 9
- موجود 1
- نوشته های کنونی
- هدیه کردن
- هست 0
- پیشکش کردن
- چشم روشنی
- کیفر خواست تقدیم کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "present" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Present" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Present in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "present"
Phrases similar to "present" with translations into Persian
-
دردم، درجا، خیلی زود
-
بسته ارائه
-
ارائه مطلوب
-
(قدیمی) فورا · الان · اکنون · ایدون · بلافاصله · به زودی · تند · حال · حالا · در مدتی کم · زود · فعلا
-
تولید شد · حضور یافته
-
ارائه کننده · دهنده · مجری · معرفی کننده
-
شاخص ارزش اضافی فعلی
-
ارزش فعلی