Translation of "propagate" into Persian
انتشار دادن, پروراندن, پراکندن are the top translations of "propagate" into Persian.
propagate
verb
grammar
(transitive) To cause to continue or multiply by generation, or successive production; -- applied to animals and plants; as, to propagate a breed of horses or sheep; to propagate a species of fruit tree. [..]
-
انتشار دادن
-
پروراندن
-
پراکندن
verb
-
Less frequent translations
- (از طریق تکثیر) ویژگی های ارثی را انتقال دادن
- (از طریق هوا یا آب یا گاز و غیره امواج رادیو را) فرارسانی کردن
- (عقاید و غیره) پخش کردن
- (گیاه یا جانور را) تکثیر کردن
- (گیاه یا جانور) تکثیر شدن
- بخشنامه صادرکردن
- برماند رسانی کردن
- جوانه زنی کردن
- زاد آوردن
- زاد آوری کردن
- زاد و ولد کردن
- فزونزاد شدن
- پراکنده کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "propagate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "propagate" with translations into Persian
-
(جانور یا گیاه) تکثیر · (عقیده و غیره) فرارسانی · انتشار · تبليغ · تبلیغ · ترویج · تکثیر · زاد آوری · زاد و ولد · پخش · گسترش
-
ترویج کننده · موجب افزایش یاانتشار
-
انتشار موج
-
ريشههای انباري چغندر · مواد تکثیری
-
توليد مثل غير جنسي (تكثير)
-
تاخیر انتشار
-
قابل تکثیر
-
انتشار دهنده · ترویج کننده · قلمه زن · مروج
Add example
Add