Translation of "props" into Persian

اثاثیه صحنه نمایش is the translation of "props" into Persian.

props verb noun

Plural form of prop. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اثاثیه صحنه نمایش

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "props" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Props
+ Add

"Props" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Props in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "props" with translations into Persian

  • (برای نگهداری دیوار و غیره) شمع · (مجازی) عصای دست · (مخفف : propeller) پروانه ی هواپیما · (مخفف : property) وسایل صحنه (در تئاتر) · (معمولا با: against) تکیه دادن به · (معمولا با: up) نگهداشتن (درجا) · تکیهگاه · حائل · دارای تکیه کردن · دیرک · شمع · عصای پیری · ملخ هواپیما · نگهدار · پادیر · پایه · پروانه · پشت بند · پشتاره · پشتاره کردن · پشتوان · کمک · یاور
  • حمایت کردن، پشتیبانی کردن
  • (ریشه ای که از بالای تنه ی گیاه شاخه وار به زمین فرو می رود) ریشه ی هوایی · ریشه ی پشتوان
  • (برای نگهداری دیوار و غیره) شمع · (مجازی) عصای دست · (مخفف : propeller) پروانه ی هواپیما · (مخفف : property) وسایل صحنه (در تئاتر) · (معمولا با: against) تکیه دادن به · (معمولا با: up) نگهداشتن (درجا) · تکیهگاه · حائل · دارای تکیه کردن · دیرک · شمع · عصای پیری · ملخ هواپیما · نگهدار · پادیر · پایه · پروانه · پشت بند · پشتاره · پشتاره کردن · پشتوان · کمک · یاور
Add

Translations of "props" into Persian in sentences, translation memory