Translation of "prospectively" into Persian
با عطف به اینده, با چشم داشت به اینده, چنانکه مربوط به بعداز این شود are the top translations of "prospectively" into Persian.
prospectively
adverb
grammar
In a prospective manner. [..]
-
با عطف به اینده
-
با چشم داشت به اینده
-
چنانکه مربوط به بعداز این شود
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "prospectively" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "prospectively" with translations into Persian
-
آتی · آینده · آینده نگر · شدنی · عطف به آینده (در برابر: عطف به گذشته یا ماسبق retrospective) · متوجه آینده · محتمل · ممكن · مورد انتظار · وابسته به آینده
-
(برای یافتن معدن) تجسس کردن · (جمع) شانس موفقیت · (کان شناسی) معدن یابی · آتیه · آینده · احتمال · احتمالی · اقدام احتمالی (و غیره) · امید · امیدواری · انتظار · اکتشاف · بازده معدن · بررسی (فکری) · تماشاگاه · داوطلب · دنبال (طلا یا نفت و غیره) گشتن · دورنما · دید · دیدگاه · مشتری احتمالی · مشتری بالقوه · معدن جویی · منظر · منظره · نامزد · نامزد احتمالی · نظر · نما · نوید · پالش · پالیدن · پیش بینی · چشم انداز · چشم براهی · چشمداشت · کانجویی · کانجویی کردن · کاندید
-
هدنيآ هب طوبرم تخادرپ
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
امیدواری · وابستگی به اینده · پیش بینی · چشم داشت به اینده
-
خریدار باقوه · خریدار بالقوه · مشتریان احتمالی
-
دورنمای شغلی
-
روش کوهورت آینده نگر
Add example
Add