Translation of "prostration" into Persian
سجده, سجود, ذلت are the top translations of "prostration" into Persian.
prostration
noun
grammar
The act or condition of prostrating (lying flat) oneself, as a sign of humility. [..]
-
سجده
a reverential or submissive posture
But prostrating yourself before him, that's not enough.
اما سجده کردن جلوش کافي نيست نه ، نه.
-
سجود
-
ذلت
-
درماندگی (رجوع شود به prostrate)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "prostration" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "prostration" with translations into Persian
-
استواري · افراشتگی · گياهان پيشايستا
-
رجوع شود به heat exhaustion · گرمازدگی
-
(جلو کسی) خود را به خاک افکندن · (کاملا)تسلیم شدن · (گیاه شناسی) خزنده · از پا افتاده · از پا انداختن · از پا در آمده · از پا درآوردن · افتاده بر زمین (بر پشت یا بر شکم - دمر یا طاقباز) · به خاک افتاده · به خاک افکندن · به پای کسی افتادن · بی دفاع · بیچاره · بیچاره کردن · تسلیم · خوابیده بر شکم · در حال سجده · در غلتیده · درمانده · درمانده کردن · دمر · دمرو · ذلیل · ذلیل کردن · زمین زدن · سجده کردن · فرو افکنده · فرومانده · ناتوان کردن · پیشانی بر خاک · پیشانی به خاک مالیدن
Add example
Add