Translation of "providence" into Persian
ir, جربزه, لیاقت are the top translations of "providence" into Persian.
providence
noun
grammar
The prudent care and management of resources. [..]
-
ir
prudent care and management of resources; thirftiness
-
جربزه
-
لیاقت
Your baby deserves more than we can provide.
بچه تو بیشتر از چیزی که بتونیم فراهم کنیم لیاقت داره.
-
Less frequent translations
- آینده نگری
- اینده نگری
- تامین آتیه
- خواست خدا
- شهر پراویدنس (پایتخت ایالت رودآیلند - امریکا)
- عقل معاش
- عنایت خداوند P( -4 بزرگ) خدا
- مآل اندیشی
- مشیت (الهی)
- پیش بینی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "providence" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Providence
proper
noun
God, or a guardian deity. [..]
-
پراویدنس
Providence, Rhode Island
The sooner we get finished, the sooner we leave for Providence.
هرچه زودتر کارمون تموم شه زودتر میریم به پراویدنس
Phrases similar to "providence" with translations into Persian
-
احتیاطکارانه · ازروی مال اندیشی
-
ارائه دهنده بازی
-
وجوه احتیاطی موارد خاص – وجوه احتیاطی خارج از شمول
-
آینده نگر · در فکر آتیه · دور اندیش · صرفه جو · مآل اندیش · محتاط · پیرانگر
-
(معمولا با: that) به شرط آنکه · مشروط بر اینکه · مگر
-
صندوق تامین آتیه
-
وجوه حاصل از عملیات
-
(با: for یا against) تدارک دیدن · (با: with) در اختیار گذاشتن · (روزی) رساندن · (قانون و غیره) تصریح کردن · آمادن · آماده کردن · تامين كردن · تامین کردن · تهيه ديدن · تهیه کردن · در دسترس گذاشتن · فراهم کردن · فرنمود کردن · قید کردن · پیش آماد کردن · پیش بینی کردن
Add example
Add