Translation of "puddling" into Persian

زمینکوبی, خاكورزي مرطوب, زمینکوبی (خاکورزی) are the top translations of "puddling" into Persian.

puddling noun verb grammar

(canal engineering) The act of lining a canal with puddle to make it watertight. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • زمینکوبی

  • خاكورزي مرطوب

  • زمینکوبی (خاکورزی)

  • Less frequent translations

    • ساختن آهن ورزیده از چدن
    • ملات کردن
    • نرماهن سازی
    • گل سازی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "puddling" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "puddling" with translations into Persian

  • پادل آو ماد
  • (فلزکاری) حوضچه ی ذوب · آب باران (در چاله یا دست انداز جاده و غیره) · ادرار کردن · با گل یا ملات پوشاندن · برکه · تبدیل به گل یا ملات کردن · در آب گلی شنا یا تقلا کردن · در گل و لای بازی کردن · عمل آمدن · نرماهن سازی کردن · چالاب · چاله آب · کار بیهوده کردن · کولاب · گل (معمولا دارای خاک رس و شن) · گل آلود کردن · گلی کردن · گودال
  • (فلزکاری) حوضچه ی ذوب · آب باران (در چاله یا دست انداز جاده و غیره) · ادرار کردن · با گل یا ملات پوشاندن · برکه · تبدیل به گل یا ملات کردن · در آب گلی شنا یا تقلا کردن · در گل و لای بازی کردن · عمل آمدن · نرماهن سازی کردن · چالاب · چاله آب · کار بیهوده کردن · کولاب · گل (معمولا دارای خاک رس و شن) · گل آلود کردن · گلی کردن · گودال
Add

Translations of "puddling" into Persian in sentences, translation memory