Translation of "pump" into Persian
پمپ, تلمبه, زدن are the top translations of "pump" into Persian.
pump
verb
noun
grammar
(transitive) To use a pump to move (liquid or gas). [..]
-
پمپ
noundevice for moving liquid or gas [..]
He showed me where it was, with the pump only half built.
محل چاه را به من نشان داد که پمپ آن تا پنجاه درصد تمام شده بود.
-
تلمبه
nounAt em again! There, take this copper pump, and hail em through it.
باز سرشان برو، بیا، این تلمبه مسی را بگیر، با آن آب رویشان بپاش.
-
زدن
verbIt will be a pleasant memory when they're pumping gas for a living.
اين تلمبه زدن ها باعث ميشه خاطره دلنشيني براشون بشه.
-
Less frequent translations
- ساعت
- (آبگونه را با تلمبه) بالا آوردن
- (بنزین) زدن
- (تایر و غیره را با تلمبه) باد کردن
- (زنانه) کفش پاشنه بلند (بدون بند یا قلاب)
- (عامیانه) قلب
- (فوتبال امریکایی - بسکتبال) تظاهر به پاس دادن کردن 2
- (فیزیک) انرژی دادن (به ذرات اتمی یا الکترون های لیزر و غیره) 1
- (قلب) تپیدن
- (معده) شستشو دادن
- اطلاعات از کسی بیرون کشیدن 0
- بالا و پایین رفتن
- بودجه دادن
- تلمبه زدن
- تکان دادن
- جهش و واجهش کردن
- راندن (خون)
- روان کردن
- مورد پرسش قرار دادن
- پمپ کردن
- پول زیاد صرف کاری کردن
- کفش بی بند
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "pump" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "pump"
Phrases similar to "pump" with translations into Persian
-
پمپ جریان محوری
-
(برای تزریق سوخت به کاربوراتور هواپیما در مواقع اضطراری) تلمبه ی نوسانی
-
تلمبههای گرمایی · پمپهاي گرمايي
-
تلمبه ی مکشی · تلمبه ی مکنده
-
تفنگ دستکش
-
بالابر مایعات · تلمبه ی چاه · پمپ بالابر
-
لم پمپاژ
-
تلمبه ی رانشی (برای رساندن آب لوله به بلندی های زیاد) · تلمبه ی فشاری
Add example
Add