Translation of "punctuator" into Persian

نقطه گذار, کسی که مابین نقطه گذاری را خوب میداند are the top translations of "punctuator" into Persian.

punctuator noun grammar

One who punctuates, as in writing.

+ Add

English-Persian dictionary

  • نقطه گذار

  • کسی که مابین نقطه گذاری را خوب میداند

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "punctuator" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "punctuator" with translations into Persian

  • (دستور زبان) نشانه های نقطه گذاری (مانند کاما یا ویرگول) · نشانه سجاوندی
  • (دستور زبان) نقطه گذاری کردن · (صحبت یا عمل و غیره را) قطع کردن · برجسته نمودن · تاكيد كردن · مشدد کردن · مورد تاکید قرار دادن · موکد کردن
  • تعادل نقطهای
  • (دستور زبان و نقطه گذاری) زیاده روی در نقطه گذاری (در مقایسه با: open punctuation)
  • (دستور زبان و نقطه گذاری) کم نقطه گذاری (کاربرد ویرگول و غیره به مقدار کم - در برابر: نقطه گذاری فشرده close punctuation)
  • نقطه گذاشتن در انتها جمله
  • (دستور زبان) نقطه گذاری · نشانه های نقطه گذاری · نشانههای سجاوندی
Add

Translations of "punctuator" into Persian in sentences, translation memory