Translation of "purge" into Persian

پاکسازی, مسهل, تصفیه are the top translations of "purge" into Persian.

purge verb noun grammar

An act of purging [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پاکسازی

    noun

    I just decided to purge it of treacherous barnacles.

    فقط تصمیم گرفتم از دست یه سری خائن پاکسازی و تمیزش کنم

  • مسهل

    noun

    this they call a purge, or a clyster.

    اسم این کار را مسهل خوردن یا تنقیه کردن میگذارند.

  • تصفیه

    So I was arrested quite early in Stalin's purges,

    و من هم خيلی زود در جریان تصفیه استالین دستگير شدم،

  • Less frequent translations

    • پالش
    • زدایش
    • پالاییدن
    • پالودن
    • زدودن
    • کارکن
    • ریختن
    • (از گناه) پاک کردن
    • (با: away یا off یا out) تمیز کردن یا شدن
    • (حقوق) رفع اتهام کردن
    • (سیاسی) پاکسازی کردن
    • استفراغ کردن
    • بلند کردن
    • بی گناه اعلام کردن
    • تصفیه کردن
    • تصفیه ی سیاسی
    • تطهیر کردن
    • تهى کردن
    • روده ها را پاک کردن
    • قی کردن
    • مبری کردن
    • مریض شدن
    • مسهل خوردن
    • معدوم کردن
    • منزه کردن
    • نابود سازی (سیاسی)
    • پالش کردن
    • پاک کردن مزاج
    • پاکیزه کردن یا شدن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "purge" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "purge" with translations into Persian

  • تهی سازی روده · شکم روش · مسهل · پاک کننده · پاکسازی
  • فیزیک · مسهل · ملین · پالاگر · پالاینده · پاکساز · کارکن
  • تهوعآورها · داروهای معدی-رودهای · صفراآورها · مسهلها · ملينها
  • تصفیه کبیر
  • تهی سازی روده · شکم روش · مسهل · پاک کننده · پاکسازی
Add

Translations of "purge" into Persian in sentences, translation memory