Translation of "purseful" into Persian
کیسه, کیف are the top translations of "purseful" into Persian.
purseful
noun
grammar
as much as a purse can hold
-
کیسه
nounHe had nothing on his person except a leather purse containing six francs, and his handkerchief.
هیچ نداشت جز یک کیسه چرمی که حاوی شش فرانک بود، و یک دستمال.
-
کیف
noun properI seem to have lost my purse.
به نظر می رسد که کیف پولم را گم کردم.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "purseful" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "purseful" with translations into Persian
-
(برخی کوسه ماهی ها و ستاره ماهی ها) تخمدان · کیسه ی تخم
-
(انگلیس) اعتبار ویژه برای هزینه های شخصی شاه یا ملکه
-
بند همیان · ریسمان سر کیسه · نیفه ی انبان
-
(ماهیگیری) تور کیسه مانند · کیسه تور
-
(به ویژه لب ها را) جمع کردن (مانند در کیسه) · (در اصل) همیان · (زنانه) کیف دستی · (قدیمی) در کیسه گذاشتن · استطاعت · انبان · جمع کردن · در کیف قرار دادن · رجوع شود به scrotum · غنچه کردن · مبلغ جایزه · مبلغ گرداوری شده · منابع مالی · هر چیز کیف مانند · وسع · پول · چروک انداختن · کیسه · کیسه ی پول · کیف · کیف پول
-
(گیاه شناسی) چنته ی چوپان (Capsella bursa-pastoris)
-
تازه به دوران رسیده · مغرور به پول خود · نوکیسه
-
رجوع شود به palm crab
Add example
Add