Translation of "queerness" into Persian
غرابت is the translation of "queerness" into Persian.
queerness
noun
grammar
the quality of being queer [..]
-
غرابت
noun
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "queerness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "queerness" with translations into Persian
-
نظریه فراهنجار
-
(اثر چیزی را) خنثی کردن · (ترتیب یا نقشه ی عمل و غیره را) به هم زدن · (خودمانی - تحقیرآمیز) هم جنس باز · (قدیمی) کمی بیمار · از نظر دیگران انداختن · به مخاطره انداختن · بی ارزش · بی نتیجه گذاردن · بیواره · جعلی · جن · خل · درخطر انداختن · درخطر بودن · دسته · دو دل کننده · دیوانه · زخمی کردن · ساحره · ساختگی · سیگار · شک انگیز · عجیب و غریب · غریب · غیر اصیل · غیرعادی · مست لایعقل · مشکوک · ناامید کردن · ناخوش · نادر · ناروال · نامانوس · هیچ کردن · وجهه ی بدی دادن به · وسواسی · پرسش انگیز · پری · کسل · کوئیر · کونی · گرفتار شدن
-
(اثر چیزی را) خنثی کردن · (ترتیب یا نقشه ی عمل و غیره را) به هم زدن · (خودمانی - تحقیرآمیز) هم جنس باز · (قدیمی) کمی بیمار · از نظر دیگران انداختن · به مخاطره انداختن · بی ارزش · بی نتیجه گذاردن · بیواره · جعلی · جن · خل · درخطر انداختن · درخطر بودن · دسته · دو دل کننده · دیوانه · زخمی کردن · ساحره · ساختگی · سیگار · شک انگیز · عجیب و غریب · غریب · غیر اصیل · غیرعادی · مست لایعقل · مشکوک · ناامید کردن · ناخوش · نادر · ناروال · نامانوس · هیچ کردن · وجهه ی بدی دادن به · وسواسی · پرسش انگیز · پری · کسل · کوئیر · کونی · گرفتار شدن
-
(اثر چیزی را) خنثی کردن · (ترتیب یا نقشه ی عمل و غیره را) به هم زدن · (خودمانی - تحقیرآمیز) هم جنس باز · (قدیمی) کمی بیمار · از نظر دیگران انداختن · به مخاطره انداختن · بی ارزش · بی نتیجه گذاردن · بیواره · جعلی · جن · خل · درخطر انداختن · درخطر بودن · دسته · دو دل کننده · دیوانه · زخمی کردن · ساحره · ساختگی · سیگار · شک انگیز · عجیب و غریب · غریب · غیر اصیل · غیرعادی · مست لایعقل · مشکوک · ناامید کردن · ناخوش · نادر · ناروال · نامانوس · هیچ کردن · وجهه ی بدی دادن به · وسواسی · پرسش انگیز · پری · کسل · کوئیر · کونی · گرفتار شدن
-
(اثر چیزی را) خنثی کردن · (ترتیب یا نقشه ی عمل و غیره را) به هم زدن · (خودمانی - تحقیرآمیز) هم جنس باز · (قدیمی) کمی بیمار · از نظر دیگران انداختن · به مخاطره انداختن · بی ارزش · بی نتیجه گذاردن · بیواره · جعلی · جن · خل · درخطر انداختن · درخطر بودن · دسته · دو دل کننده · دیوانه · زخمی کردن · ساحره · ساختگی · سیگار · شک انگیز · عجیب و غریب · غریب · غیر اصیل · غیرعادی · مست لایعقل · مشکوک · ناامید کردن · ناخوش · نادر · ناروال · نامانوس · هیچ کردن · وجهه ی بدی دادن به · وسواسی · پرسش انگیز · پری · کسل · کوئیر · کونی · گرفتار شدن
-
(اثر چیزی را) خنثی کردن · (ترتیب یا نقشه ی عمل و غیره را) به هم زدن · (خودمانی - تحقیرآمیز) هم جنس باز · (قدیمی) کمی بیمار · از نظر دیگران انداختن · به مخاطره انداختن · بی ارزش · بی نتیجه گذاردن · بیواره · جعلی · جن · خل · درخطر انداختن · درخطر بودن · دسته · دو دل کننده · دیوانه · زخمی کردن · ساحره · ساختگی · سیگار · شک انگیز · عجیب و غریب · غریب · غیر اصیل · غیرعادی · مست لایعقل · مشکوک · ناامید کردن · ناخوش · نادر · ناروال · نامانوس · هیچ کردن · وجهه ی بدی دادن به · وسواسی · پرسش انگیز · پری · کسل · کوئیر · کونی · گرفتار شدن
-
(اثر چیزی را) خنثی کردن · (ترتیب یا نقشه ی عمل و غیره را) به هم زدن · (خودمانی - تحقیرآمیز) هم جنس باز · (قدیمی) کمی بیمار · از نظر دیگران انداختن · به مخاطره انداختن · بی ارزش · بی نتیجه گذاردن · بیواره · جعلی · جن · خل · درخطر انداختن · درخطر بودن · دسته · دو دل کننده · دیوانه · زخمی کردن · ساحره · ساختگی · سیگار · شک انگیز · عجیب و غریب · غریب · غیر اصیل · غیرعادی · مست لایعقل · مشکوک · ناامید کردن · ناخوش · نادر · ناروال · نامانوس · هیچ کردن · وجهه ی بدی دادن به · وسواسی · پرسش انگیز · پری · کسل · کوئیر · کونی · گرفتار شدن
-
(اثر چیزی را) خنثی کردن · (ترتیب یا نقشه ی عمل و غیره را) به هم زدن · (خودمانی - تحقیرآمیز) هم جنس باز · (قدیمی) کمی بیمار · از نظر دیگران انداختن · به مخاطره انداختن · بی ارزش · بی نتیجه گذاردن · بیواره · جعلی · جن · خل · درخطر انداختن · درخطر بودن · دسته · دو دل کننده · دیوانه · زخمی کردن · ساحره · ساختگی · سیگار · شک انگیز · عجیب و غریب · غریب · غیر اصیل · غیرعادی · مست لایعقل · مشکوک · ناامید کردن · ناخوش · نادر · ناروال · نامانوس · هیچ کردن · وجهه ی بدی دادن به · وسواسی · پرسش انگیز · پری · کسل · کوئیر · کونی · گرفتار شدن
Add example
Add