Translation of "quickening" into Persian
احیاکننده, زنده کننده, مهیج are the top translations of "quickening" into Persian.
quickening
noun
verb
grammar
Present participle of quicken. [..]
-
احیاکننده
noun -
زنده کننده
-
مهیج
-
نیروبخش
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "quickening" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "quickening" with translations into Persian
-
(از درون رحم) لگد زدن · (مثلا جنین) نشانه ی زندگی از خود بروز دادن · احیا کردن یا شدن · از سر گرفتن · انگیزاندن · برانگیختن · به رواگ (رواج) در آوردن · به هیجان آوردن · تحریک کردن · تسریع کردن · تند شدن · تند کردن · تندتر شدن · تکان خوردن · تیز کردن · جان تازه بخشیدن · جان گرفتن · زنده کردن · زنده کردن یا شدن · سرعت دادن · سرعت گرفتن · شتاباندن · شتابیدن
Add example
Add