Translation of "racking" into Persian

سخت, عذاب دهنده are the top translations of "racking" into Persian.

racking noun adjective verb grammar

(roofing) A method of asphalt shingle application, whereby shingle courses are applied vertically, up the roof rather than laterally across and up. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سخت

    adjective

    His heart beat, and he racked his brain with surmises.

    قلب لئون از شنیدن این حرف سخت به تپش افتاد و حدسهای گوناگون زد.

  • عذاب دهنده

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "racking" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Racking
+ Add

"Racking" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Racking in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "racking" with translations into Persian

  • رگال · قفسه ای برای نگه داری پیپ
  • (کرایه ی خانه وغیره) اجاره ی اجحاف آمیز (کرایه ای که مبلغ سالیانه ی آن تقریبا برابر قیمت ملک است) · اجاره ی غیرمنصفانه تحمیل کردن · اجاره ی گزاف
  • ( به ویژه در مورد کرایه ی منزل) اجحاف کردن · (آلت شکنجه برای کشیدن بدن و پاره کردن مفصل ها) چرخ شکنجه · (ابر) بادآورد · (ابر) بادبری کردن · (با چرخ یا غلتک)شکنجه کردن · (به ویژه گوسفند یا خوک) گوشت گردن · (جانور) دو شاخ · (در بیلیارد و غیره) رک · (سخت) درد کردن · (سقف اتوبوس وماشین سواری و غیره) باربند · (شراب یا آب میوه و غیره را) از درده جدا کردن · (شرایط) تحمیل کردن · (غیر منصفانه اجاره را) بالا بردن 5 · (مثلا در اثرتوفان) زیر و رویی · (مکانیک) میله ی دنده دار · (چاپخانه) جعبه ی حروف · (گوسفند) گوشت دنده · آخور · آزردن · آسانسور اتومبیل ها · الم · با باد بردن (ابر) · توده ی ابر باد آورده · جا - · جابست · حدت · رف · رفه · رنج 3 · رنج دادن 4 · رگال · زجر دادن · ستهمی 2 · سینی حروف · شدت · شکنجه · شکنجه کردن · شکنجه ی روحی · صفحه دنده · طاقچه · عذاب · عذاب دادن · غلتک شکنجه · قفسه · متالم کردن · میل دنده · ویران سازی · پشت مازو · چرخ دنده با شعاع بی نهایت · چرخ دنده ی شانه ای (رجوع شود به تصویر: gear) 0 · یک جفت شاخ 1
  • باربند
  • تاقچه
  • صاحبخانه ای که اجاره ی گزاف می گیرد · مستاجری که اجاره ی گزاف می دهد
  • offering services or goods at low cost because of avoidance of expensive interior decoration, as by displaying clothing for sale on plain pipe racks.
  • اعصاب خرد کن · پردغدغه · کوشا
Add

Translations of "racking" into Persian in sentences, translation memory