Translation of "radiate" into Persian

فرتابیدن, رخشیدن, درخشیدن are the top translations of "radiate" into Persian.

radiate adjective verb noun grammar

To extend, send or spread out from a center like radii. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • فرتابیدن

    to come out or proceed in rays

  • رخشیدن

    verb
  • درخشیدن

    verb
  • Less frequent translations

    • (از یک نقطه) منشعب شدن
    • (اشعه یا امواج نوری یا حرارتی بیرون دادن) تابیدن
    • (جانور شناسی) دارای تقارن شعاعی
    • (مثل شعاع های دایره) از مرکز به اطراف پراکنده شدن
    • (مجازی) باریدن
    • (محبت و شادی و غیره) تراویدن
    • (گیاه شناسی) دارای گل پرتوی (یا شعاعی)
    • تجلی کردن
    • رجوع شود به radial
    • رخشا کردن یا شدن
    • ساطع کردن یا شدن
    • همال پرتوی
    • پرافکن کردن
    • پرافکن کردن یا شدن
    • پرتوی کردن یا شدن
    • گل پرتوی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "radiate" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "radiate" with translations into Persian

  • (فیزیک) رخشش (radiation) حاصله هنگامی که ذرات اتمی باردار (به ویژه الکترون ها) در گاز یا مایع شفاف با سرعتی حرکت می کنندکه از سرعت نور در همان گاز یا مایع بیشتر است · رخشش چرنکف
  • موشک ضدرادار
  • (فیزیک) برتابش پرهون چرخی · تابش سنکروترون
  • (پزشکی - بیماری ناشی از مجاورت زیاد با اشعه ی ایکس یا اتمی و غیره) بیماری برتابشی · آسيبهاي تابش · بيماري ناشی از تابش · بیماری اشعه · بیماری تابشی · خسارت تابش
  • تابش یونساز · پرتو یونی
  • تابش بينايي · نور
  • تابش زمینه کیهانی
  • تابش خورشیدی
Add

Translations of "radiate" into Persian in sentences, translation memory