Translation of "raging" into Persian
سخت, طغیان کننده, خشمناک are the top translations of "raging" into Persian.
raging
adjective
noun
verb
grammar
Present participle of rage. [..]
-
سخت
adjectiveThen rage seized him it was too much.
سخت در غیظ شد: پیمانهاش لبریز گشته بود!
-
طغیان کننده
adjective -
خشمناک
Upon my honour I don't know why he is in such a rage with me.
به خدا نمیدانم چرا او نسبت به من خشمناک شده،
-
Less frequent translations
- شدید
- طاغی، عاصی
- غرنده
- ژیان
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "raging" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Raging
+
Add translation
Add
"Raging" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Raging in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "raging" with translations into Persian
-
قشقرق
-
(از شدت غضب) از خود بیخود شدن · (توفان و باد وغیره) شدت · (شدید) خشم · (مهجور) دیوانگی · آشوب کردن · آلفتن · از خود بیخودی · از کوره در رفتن · اضطراب عمومی · التهاب · اوج · بیداد کردن · تلاطم · توفیدن · جذبه · جنون · حدت · خروش · خشم · خشم زیاد · خشمناک شدن · ديوانگى · سخت بر آشفتن · سخت خشمگین شدن · شدت داشتن · شهوت · شور · شورش · شیفتگی · عشق مفرط · غریویدن · غضب · غضب کردن · غوغا کردن · قهر · متلاطم بودن · مد · میل شدید · هوس · ویرانگری · پرخاش شدید کردن · کولاک کردن · گرایش دیوانه وار
-
ری
-
گاو خشمگین
-
خشم جادهای
-
(از شدت غضب) از خود بیخود شدن · (توفان و باد وغیره) شدت · (شدید) خشم · (مهجور) دیوانگی · آشوب کردن · آلفتن · از خود بیخودی · از کوره در رفتن · اضطراب عمومی · التهاب · اوج · بیداد کردن · تلاطم · توفیدن · جذبه · جنون · حدت · خروش · خشم · خشم زیاد · خشمناک شدن · ديوانگى · سخت بر آشفتن · سخت خشمگین شدن · شدت داشتن · شهوت · شور · شورش · شیفتگی · عشق مفرط · غریویدن · غضب · غضب کردن · غوغا کردن · قهر · متلاطم بودن · مد · میل شدید · هوس · ویرانگری · پرخاش شدید کردن · کولاک کردن · گرایش دیوانه وار
Add example
Add