Translation of "raking" into Persian
چنگزنی is the translation of "raking" into Persian.
raking
adjective
noun
verb
grammar
This word needs a definition. Please help out and add a definition, then remove the text {{rfdef}}. [..]
-
چنگزنی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "raking" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "raking" with translations into Persian
-
(آتش را) با خاکستر پوشاندن · (ارتش) از دو سو به آتش بستن · (به دقت) بررسی کردن · (زمین را) با خیش دستی نرم یا صاف کردن · (سگ شکاری) بو کشیدن و تعقیب کردن شکار · (قوش شکاری) دنبال شکار پرواز کردن · (مرد) عیاش · (کف سالن سینما و تالار سخنرانی و غیره) کمی شیب داشتن · افشون · انگشته · با افشون جمع کردن · برگ جمع کن · تراشاندن · خراشاندن · خیش دستی · دارای خمیدگی (خفیف ) کردن · ریک (زمینشناسی) · زن باز · زیر آتش شدید گرفتن · سراسر زیر نظر داشتن · شن کش · شنکش · شیب · شیب کم · هر اسباب افشون مانند: چهارشاخ · هرزه · هسک · وارسی کردن · چنگک · کجی · کجی خفیف · کمی کج بودن (مانند دکل یا دودکش کشتی که کمی به عقب خمیدگی دارد) · کمی کج کردن
-
لخت کردن
-
(خودمانی - به ویژه به طور غیر قانونی) سهم · تخفیف · حق العمل · کمیسیون
-
موشکافی، جوریدن، جستجوی دقیق
-
جاروهای شنکش
-
(آتش را) با خاکستر پوشاندن · (ارتش) از دو سو به آتش بستن · (به دقت) بررسی کردن · (زمین را) با خیش دستی نرم یا صاف کردن · (سگ شکاری) بو کشیدن و تعقیب کردن شکار · (قوش شکاری) دنبال شکار پرواز کردن · (مرد) عیاش · (کف سالن سینما و تالار سخنرانی و غیره) کمی شیب داشتن · افشون · انگشته · با افشون جمع کردن · برگ جمع کن · تراشاندن · خراشاندن · خیش دستی · دارای خمیدگی (خفیف ) کردن · ریک (زمینشناسی) · زن باز · زیر آتش شدید گرفتن · سراسر زیر نظر داشتن · شن کش · شنکش · شیب · شیب کم · هر اسباب افشون مانند: چهارشاخ · هرزه · هسک · وارسی کردن · چنگک · کجی · کجی خفیف · کمی کج بودن (مانند دکل یا دودکش کشتی که کمی به عقب خمیدگی دارد) · کمی کج کردن
Add example
Add