Translation of "rankness" into Persian

باروری is the translation of "rankness" into Persian.

rankness noun grammar

The property of being rank, of having a repulsive odor, of being stinky, foul or malodorous. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • باروری

    noun
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "rankness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Rankness
+ Add

"Rankness" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Rankness in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "rankness" with translations into Persian

  • دانشسرا
  • و موارد مشابه همگی معنایی شبیه به بهینهسازی سایت یا سئو دارند.
  • رتبه
  • رتبه های شغلی
  • (اجتماع) طبقه · (ارتش) صف سربازان · (ارتشی و کارمند) رتبه · (از نظر جنسی) انگیخته · (بو) تند · (جمع) سربازان (در مقایسه با: افسران officers) · (شطرنج) خانه · (قدیمی) به صف شدن · (مهجور) حشری · (موسیقی) رجوع شود به stop · آراستن · آرایش · ارج · ارزیابی کردن · ارشد بودن · اشکار · انبوه · انگشت نما · با بد سلیقگی · برتر بودن · برملا · بسیار حاصلخیز · به خط کردن · به صف حرکت کردن · به صف کردن · ترتیب · ترشیده · تمام عیار · تنظیم · تیپ · خشن · خشونت آمیز · خط · خط سرباز ( یاکامیون و غیره) · خیره کننده · دارای رتبه یا امتیاز معینی بودن 2 · درجه · درجه دادن · دریده · رتبه · رتبه بندی کردن 0 · رج · رج کردن · رجه · رده · ردیف · ردیف خانه ها · ردیف کردن · رسته · رسوا · رشته · زمخت · سری · سلسله مراتب · شأن · شان · صف · صف بندی · صف کامیون · عضویت · فاحش · فحل · مافوق بودن 1 · محض · مرتبت · مرتبه · مقام · مقام برتری داشتن · مقام داشتن · مقام قائل شدن · منزلت · نا(دارای بوی نا) · نفرات · نمایان · پایه · پر شاخ و برگ · پر محصول · پربار · پرپشت · کامل · گشن · گند
  • ردهبندی جهانی فیفا
Add

Translations of "rankness" into Persian in sentences, translation memory