Translation of "ravening" into Persian
حریص, پرخور, (با گرسنگی و ولع) در جستجوی طعمه are the top translations of "ravening" into Persian.
ravening
adjective
noun
grammar
Voracious and greedy. [..]
-
حریص
adjectivea purpose so ravenous that it devoured all our strength
هدفی چنان اشتیاق آمیز و حریص کننده، که تمام نیروی ما را در خود مستغرق و مستهلک مینمود.
-
پرخور
adjective -
(با گرسنگی و ولع) در جستجوی طعمه
-
Less frequent translations
- بسیار گرسنه
- خیلی گرسنه
- درنده خو
- درنده خوی
- رجوع شود به ravin
- گرگ صفت
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "ravening" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "ravening" with translations into Persian
-
(جانور شناسی) قره قاز (Hemitripterus americanus - بومی شمال اقیانوس اطلس) · ماهي كابزان · ماهیان اسکالپین
-
غراب گردنقهوهای
-
(برای خوراک) حریص · (بسیار) مشتاق · (بسیار) گرسنه · اکول · بسیار گرسنه · بی سیرایی · حریص · خواهان · خیلی گرسنه · درنده خو · درنده خوی · سبع · پر ولع · پرخور · ژیان · گرسنگی زده · گرگ صفت
-
غراب معمولی · كلاغ
-
كلاغهاي سياه · كورووس · کلاغها
-
باگرسنگی زیاد · حریصانه
-
مرغ حق
-
غراب کوچک
Add example
Add