Translation of "recessive" into Persian
مغلوب, ارتجاعی, پسرفتی are the top translations of "recessive" into Persian.
recessive
adjective
noun
grammar
Going back; receding. [..]
-
مغلوب
-
ارتجاعی
adjective -
پسرفتی
-
Less frequent translations
- بازگشتی
- (زادشناسی یا ژنتیک) نهفته (در برابر: چیره dominant)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "recessive" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Recessive
+
Add translation
Add
"Recessive" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Recessive in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "recessive" with translations into Persian
-
(امریکا - آموزش) زنگ تفریح · (دیوار و غیره) کاوگاه · (موقتا) تعطیل کردن یا شدن · (کالبدشناسی - حفره یا فرورفتگی کوچک در اندام) کاوچه · بریدگی · به تعويق انداختن · تاقچه · تاقچه ساختن · تایم · تعطیلی · تنفس · تنفس دادن یا اعلام کردن · تورفتگی · خلوتگاه · در نهانگاه گذاشتن · در کاوگاه یا تاقچه قراردادن · زنگ تفریح · زنگ تنفس · شکاف (cleft هم می گویند) · طاقچه · فترت · فرورفتگی · فرویش دادن · مخفیگاه · مهلت · نهان کردن · نهانگاه · پنهانگاه · کاودیوار (رجوع شود به niche) · کاوگاه ایجاد کردن · گوشه · گوشه و کنار · گوشه ی تاریک
-
صفت مغلوب
-
ركود اقتصادي · کساد اقتصادی
-
(در مراسم دانشگاهی و پارلمانی و غیره) صف شرکت کنندگان در حال ترک تالار · آرمیدگی (از depression بحران اقتصادی خفیف تر است) · استرداد · بازگردانی · رکود اقتصادی · عقب نشینی · فرونشینی · پس روی · پسرفت · کسادی (به ویژه پس از دوران رونق) · یا(بازار) رکود
-
غرق شده · فرو رفته
-
ژنهای نهفته
Add example
Add