Translation of "rectifiable" into Persian

اصلاح پذیر, درست شدنی, رفع شدنی are the top translations of "rectifiable" into Persian.

rectifiable adjective grammar

Able to be rectified; correctable; fixable. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اصلاح پذیر

  • درست شدنی

  • رفع شدنی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "rectifiable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "rectifiable" with translations into Persian

  • (برق) یکسوساز · (شخص یا اسباب) تنظیم کننده · اصلاح کننده · تبدیل کننده ی برق متناوب به برق مستقیم · راست ساز · راستگر · یکسو کننده · یکسوساز · یکسوکننده
  • یکسوساز کنترلشده با سیلیکون
  • (برق متناوب را) مستقیم کردن · (برق) یکسو کردن · (ریاضی) راستیدن · (شیمی) دو تقطیری کردن · اصلاح کردن · برطرف کردن · ترمیم کردن · تصحیح کردن · درست کردن · درمان کردن · دوباره تقطیر کردن · راست داشت کردن · سامان دادن · سهمی کردن · ویراستن
  • دیود
  • دیود
  • دیود
  • دیود
  • (برق متناوب را) مستقیم کردن · (برق) یکسو کردن · (ریاضی) راستیدن · (شیمی) دو تقطیری کردن · اصلاح کردن · برطرف کردن · ترمیم کردن · تصحیح کردن · درست کردن · درمان کردن · دوباره تقطیر کردن · راست داشت کردن · سامان دادن · سهمی کردن · ویراستن
Add

Translations of "rectifiable" into Persian in sentences, translation memory