Translation of "reduce" into Persian
کم کردن, تخفیف دادن, ساده کردن are the top translations of "reduce" into Persian.
reduce
verb
grammar
(transitive) To bring down the size, quantity, value or intensity of something; to diminish, to lower, to impair. [..]
-
کم کردن
verbHe had reduced the loads and rehung them, thereby lengthening the camels' pace and daily mileage.
او با کم کردن بار شترها، سرعت حرکت را برای پیمودن مسافت مورد نظر، افزایش داده بود.
-
تخفیف دادن
verb -
ساده کردن
-
Less frequent translations
- کاستن
- فراکافتن
- فروکافتن
- کاهاندن
- کاهیدن
- (آبگونه را) غلیظ کردن
- (آوا شناسی) خفیف کردن یا شدن
- (با گرفتن آب) بر غلظت افزودن
- (به زور یا تلقین و غیره) مطیع کردن
- (به زور) گرفتن
- (جراحی - استخوان شکسته یااندام جابه جا شده و غیره را ) به حال اول بازگرداندن 9
- (ریاضی) رد و ارجاع کردن
- (شهر و غیره) تسخیر کردن
- (شیمی) کاهیدن
- (عکاسی) کم رنگ کردن (با کاستن نقره ی فیلم) 8
- (مواد غیرفلزی را از فلزجدا کردن) ناب کردن
- - شدن
- احیا کردن
- ارزان کردن
- از قیمت کاستن
- از هم جدا کردن (اجزا)
- استحاله کردن 6
- با هیدروژن آمیختن
- بدبخت کردن
- بهم فشردن
- تبدیل شدن
- تبدیل کردن
- تجزیه کردن
- تحلیل رفتن
- تحویل یافته کردن 5
- تنزل (مقام یارتبه و غیره) دادن
- تنگ کردن
- خلاصه کردن
- دارای انضباط کردن
- دارای سیستم (سازگان) کردن
- دامنگیر کردن 2
- دچار کردن
- دگردیس کردن
- رقیق کردن
- سامان دادن
- شکست دادن 0
- شکل دیگر دادن (به)
- فرو ارج کردن
- لاغر شدن
- لاغر کردن
- مختصر کردن
- مرتب کردن
- منظم کردن
- موجز کردن
- ندرک مک
- نرم آوا کردن (واکه دار کردن)
- وادار شدن (به خاطر استیصال) 3
- وادار کردن
- وزن کم کردن 4
- ویدا شدن
- ویدا کردن
- پایین آمدن
- پایین آوردن
- چگال کردن
- کاست کردن
- کاسته شدن
- کاهانیدن 7
- کاهش دادن
- کشاندن (به) 1
- کم شدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "reduce" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Reduce
+
Add translation
Add
"Reduce" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Reduce in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "reduce" with translations into Persian
-
این فقط پیدا کردن راه حل های بهینه ی محلی را که محیط جست و جو را به شدت کاهش میدهد گازانتی میکند از این رو احتمال یافتن راه حل بهینه سرتاسری را محدود میکند
-
عدسی کوچک نما
-
کاهش دهنده ریسک
-
عناصر کاهش عدم اطمینان
-
(عکاسی) احیا کننده · (مکانیک) مخروط تقلیلی · احیا کننده · تقلیل دهنده · تنگ شونده · تنگ کننده · رگلاتور · همبستگر · کاستگر · کاهشگر · کاهنده · کم رنگ ساز
-
احیا کننده · عامل کاهنده · کاستگر
-
افشانش حجم كاهشيافته · افشانش کمحجم
-
کاهش هزینه های بازاریابی
Add example
Add