Translation of "reef" into Persian
آبسنگ, (بخشی از بادبان که هنگام توفان و غیره قابل لوله کردن یا پیچیدن سریع است) حاشیه ی کاستنی, (برای سطح بادبان) دکل را خم کردن are the top translations of "reef" into Persian.
A chain or range of rocks, sand, or coral lying at or near the surface of the water. [..]
-
آبسنگ
rocks at or near surface of the water [..]
Eventually, the basin silted in and the reef died.
در نهایت ، کف دریا فرونشست و آبسنگ از بین رفت
-
(بخشی از بادبان که هنگام توفان و غیره قابل لوله کردن یا پیچیدن سریع است) حاشیه ی کاستنی
-
(برای سطح بادبان) دکل را خم کردن
-
Less frequent translations
- (کان) رگه
- (کشتی بادبان دار)
- بستر (lode هم می گویند)
- تپه دریایی
- صخره ی زیر آب
- کاست شو
- کاستن سطح بادبان (با پیچیدن بخشی از آن)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "reef" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
a rocky region in the southern Transvaal in northeastern South Africa; contains rich gold deposits and coal and manganese
"Reef" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Reef in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "reef"
Phrases similar to "reef" with translations into Persian
-
سد آبسنگی کبیر (در ساحل شمال شرقی ایالت کوینز لند - استرالیا - طول 0511 کیلومتر آبسنگ مرجانی است) · صخرههای مرجانی بزرگ استرالیا
-
اگرت ساحلی
-
صخرههای مرجانی
-
(دیواره ی آبسنگی (coral) که در دریا موازی با کرانه وجود دارد) سد آبسنگی
-
(کشتی بادبان دار) گره دو حلقه (برای پیچیدن بادبان)
-
آبسنگ مرجانی · صخره ی مرجانی (که کف برخی دریاهای کم ژرفای گرمسیری را می پوشاند)
-
صخرههای مرجانی
-
آبسنگهای مصنوعی