Translation of "refractoriness" into Persian
سرپیچی, تمرد, ناگذاری are the top translations of "refractoriness" into Persian.
refractoriness
noun
grammar
The quality of being refractory. [..]
-
سرپیچی
noun -
تمرد
-
ناگذاری
-
Less frequent translations
- خود سری
- سر سختی
- سر پیچی
- سر کشی
- گردن کشی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "refractoriness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "refractoriness" with translations into Persian
-
قال
-
(انسان یا حیوان) نافرمان · (بیماری) مقاوم · (فلز یا سنگ کانی) مقاوم در برابر حرارت · (قلب) تحرک ناپذیری · خودرای · دیرگداز · رموک · سخت درمان · سرسخت · سرکش · صعب العلاج · لجوج · ماده ی دیرگداز · ماده ی نسوز · متمرد · نسوز · ننر · چموش · کله شق · گردن شق · گردن کش
-
(انسان یا حیوان) نافرمان · (بیماری) مقاوم · (فلز یا سنگ کانی) مقاوم در برابر حرارت · (قلب) تحرک ناپذیری · خودرای · دیرگداز · رموک · سخت درمان · سرسخت · سرکش · صعب العلاج · لجوج · ماده ی دیرگداز · ماده ی نسوز · متمرد · نسوز · ننر · چموش · کله شق · گردن شق · گردن کش
Add example
Add