Translation of "refusal" into Persian
امتناع, رد, استنکاف are the top translations of "refusal" into Persian.
(civil engineering) depth or point at which well or borehole drilling cannot continue [..]
-
امتناع
nounHe avoided her and refused to answer her questions.
او را کنار زد، و از پاسخ به پرسشهای او امتناع نمود.
-
رد
nounKitty had not seen him since the evening she refused Levin.
کیتی از همان شب که به لهوین جواب رد داد، ورانسکی را ندیده بود.
-
استنکاف
nounAnd do you know what such a refusal means?
میدانید معنی این نوع استنکاف چیست؟
-
Less frequent translations
- ابا
- خودداری
- سرپیچی
- سرپيچی
- وازنش
- ناپذیرش
- رجوع شود به option
- رد کردن
- قبول نکردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "refusal" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Refusal" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Refusal in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "refusal" with translations into Persian
-
امتناع تحویل گرفتن کار
-
رفتگر
-
(جمع) فضولات · (مهجور ) انکار کردن · âšğâl · آشغال · استنکاف کردن · اشغال · امتناع کردن · باقيمانده غذا · تفاله · جواب رد دادن · خاکه · درد · درده · دور انداختن · رد کردن · زباله · سرباز زدن · سرپیچی کردن · فاضلاب · فضله · نشدن · نپذیرفتن · نکردن · هر چیز زاید دور انداختنی · واخورده · وازدن · وازده · پس افت · پس مانده · پسماندههای جامد · پوکه · کنجاره · کنجاله
-
رد کردن- نپذیرفتن
-
ابا کننده · عقب زن · مستنکف
-
(جمع) فضولات · (مهجور ) انکار کردن · âšğâl · آشغال · استنکاف کردن · اشغال · امتناع کردن · باقيمانده غذا · تفاله · جواب رد دادن · خاکه · درد · درده · دور انداختن · رد کردن · زباله · سرباز زدن · سرپیچی کردن · فاضلاب · فضله · نشدن · نپذیرفتن · نکردن · هر چیز زاید دور انداختنی · واخورده · وازدن · وازده · پس افت · پس مانده · پسماندههای جامد · پوکه · کنجاره · کنجاله
-
(جمع) فضولات · (مهجور ) انکار کردن · âšğâl · آشغال · استنکاف کردن · اشغال · امتناع کردن · باقيمانده غذا · تفاله · جواب رد دادن · خاکه · درد · درده · دور انداختن · رد کردن · زباله · سرباز زدن · سرپیچی کردن · فاضلاب · فضله · نشدن · نپذیرفتن · نکردن · هر چیز زاید دور انداختنی · واخورده · وازدن · وازده · پس افت · پس مانده · پسماندههای جامد · پوکه · کنجاره · کنجاله
-
(جمع) فضولات · (مهجور ) انکار کردن · âšğâl · آشغال · استنکاف کردن · اشغال · امتناع کردن · باقيمانده غذا · تفاله · جواب رد دادن · خاکه · درد · درده · دور انداختن · رد کردن · زباله · سرباز زدن · سرپیچی کردن · فاضلاب · فضله · نشدن · نپذیرفتن · نکردن · هر چیز زاید دور انداختنی · واخورده · وازدن · وازده · پس افت · پس مانده · پسماندههای جامد · پوکه · کنجاره · کنجاله